درباره ما
Welcome To Negahaneh.com
    درباره ما ارتباط با ما صفحه اصلی
Untitled 1
نگاه دیگر | طنز | ورزش | دانش | زنان | باشگاه | تاریخ | ادبیات | هنر | جامعه | سیاست | سرمقاله
 
 
مشاهده عکس نویسنده مقاله

شماره بیست - زنان

از کلیشه های ناگزیر در ترانه



هفته ی پیش از تصویر زن در ترانه هامان نوشتیم، از تصاویر کلیشه ای که دائم تکرار می شوند و شاید بتوان اکثرشان را با یک دسته بندی ساده در سه گروه جای داد، از تصویر کهنه و خاک گرفته ی معشوقی که همیشه زن بوده! از غبار نشسته بر «چهره ی آبی عشق» در ترانه ها که مدت هاست از زاویه ی تازه ای به آن نگاه نشده و این آرزوی همیشگی نه چندان دور که کاش این بار، راوی زن باشد!



و این بار از ناگزیر بودن ِ وجود ِ همیشگی و ادامه دار این تصاویر... به راستی، چند درصد ما، از فریادهای تکراری و عاشقانه(!) آقای خواننده خسته شده اند، کدام یک از ما عشق را جور دیگری در ترانه ها خواسته اند و تصور کرده اند این احساس ازلی-ابدی، می تواند از جنس دیگری هم باشد؟ واقعیت تاسف بار این است که این رابطه اقتصادی بین عرضه و تقاضا، حتی بر هنر هم حکم می راند، باور کنید! نمی شود انکارش کرد، نادیده اش گرفت و با خوش خیالی گفت: هنر اگر هنر باشد، از این بده بستان های کثیف در امان خواهد ماند! – بله! ولی اگر در این آشفته بازار، مجالی برای بروز و حتی حضور این هنر هم باشد!- بی شک این روزها ترانه هایی موفق اند و زمزمه می شوند که ترانه سراهاشان، حال و روز ِ امروزِ جامعه شان را شناخته باشند. – به کسی برنخورد اگر می بیند این روزها، تنها ابتذال رایج ِ میان شنونده هاشان را فریاد می کنند، فریادی شبیه یک جیغ بنفش!- و جامعه یکدست و کارخانه ای امروز ما، چقدر به تصویر جدیدی در ترانه ها نیازمند است و به تبع آن چقدر از این تصاویر استقبال خواهد کرد؟ هفته ی پیش، از یکی از دوستان، درباره ی ترانه های رایج ِ این روزها کمک خواستم و او وقتی داشت از ترانه هایی که در آنها زن بهعنوان معشوق، احمق و خیانتکار و بی وفا خوانده می شد و حتی تهدید به مرگ و ...، مثال می آورد، ترانه ای خواند و انگار انتظار تعجب مرا نداشت وقتی گفت ترانه سرا یک زن است! و من به بازتولید ِ این دید مردانه فکر کردم که در حقیقت انگار، چندان هم مردانه نیست! و کم کم به اینجا رسیدم که دیدم تعجبی نیست که مدتهاست حتی قافیه های ترانه هامان تکراری اند و بی خلاقیت... از چه می ترسیم؟ باید اینجا دوام آورد و برای حذف نشدن، باید به این کلیشه ها تن داد، چه کسی گفته هنر با خلاقیت و نگاههای تازه عجین شده؟!



اگر کمی ایده آلیستی نگاه کنیم، اگر هنوز، کودکانه، هنر پاک و متعالی را باور داشته باشیم، خواهیم گفت بخش اعظم ترانه، احساس است. و یک ترانه هرگز به تنهایی موفق نخواهد شد، آهنگساز و خواننده و... هم در موفقیت و شکست یک ترانه سهیم اند. و حالا جایی که به دلایل شرعی، خواننده ی زن نداریم، چطور می توان انتظار ترانه های زنانه داشت و آرزوی راوی بودن زنان را؟ وقتی حسی که در ترانه است، هرگز در صدای خواندنش جاری نخواهد بود و با احساس خواننده اش همسو؟! (در این شکی نیست که احساسات انسانی اند، نه جنسیتی، اما جنسیت، زبان روایتشان را به هزار و یک دلیل، تحت تاثیر قرار می دهد.)



حالا دیگر مشکل بتوان گفت که ایراد دقیقن کجاست و برای اصلاحش چه باید کرد و چه می توان کرد، وقتی...

پ.ن: همه اینها که نوشتم، توجیهی نبود برای تبرئه زنان ترانه سرا، تنها روایتی بود از مشکلات پیش رویشان، وگرنه که دیگرگونه بودن سخت است ولی غیرممکن نه! و خاصیت هنر همین است!

محیا استوار

mahya1987@gmail.com


 
Untitled 1
کلیه حقوق این سایت محفوظ است
Designed By Emad