درباره ما
Welcome To Negahaneh.com
    درباره ما ارتباط با ما صفحه اصلی
Untitled 1
نگاه دیگر | طنز | ورزش | دانش | زنان | باشگاه | تاریخ | ادبیات | هنر | جامعه | سیاست | سرمقاله
 
 
مشاهده عکس نویسنده مقاله

شماره چهارده - سیاست

آب نبات چوبی( بخش اول)

چند روز پیش دبیر شورای عالی امنیت ملی استعفا کرد و دوباره یکی از نزدیکان رییس جمهور مسندی دیگر را اشغال کرد. بهتر است در ابتدا کمی در رابطه با خود شورا صحبت کنیم و بعد به سراغ دبیر سابق و جدید آن برویم.

نهادی که امروزه از آن به عنوان شورای عالی امنیت ملی یاد می شود در ابتدای انقلاب "شورای امنیت کشور" نام داشت و ریاست آن بر عهده نخست وزیر آن دوره بود. (در ابتدای انقلاب و قبل از بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ نخست وزیر مسئول اداره کشور بود و ئییس جمهور پستی بیشتر تشریفاتی نسبت به نخست وزیری بود.)

دبیر شورای امنیت کشور در آن دوران کسی نبود جز "مسعود کشمیری". همان کسی که بعد ها مسئول انفجار دفتر نخست وزیری شناخته شد و هنگامی که داشتند برای او به عنوان خادم نظام جمهوری اسلامی تشییع جنازه ای با شکوه می گرفتند، او در حال فرار از ایران بود.( در مورد کشمیری حرف بسیار است که خود شماره ای جداگانه می طلبد.)

پس از ماجرای کشمیری و با شروع جنگ در سال ۱۳۵۹ این شورا تبدیل به شورای عالی دفاع متشکل از نماینده امام رییس جمهور، رییس مجلس، وزرای خارجه و دفاع و فرماندهان ارشد ارتش و سپاه شد. بعد از پایان جنگ و بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ هجری خورشیدی، شورای عالی دفاع تبدیل به شورای عالی امنیت ملی شد و اصول زیر در آن تبیین شد: « به منظور تامین منافع ملی و پاسداری از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی، شورای عالی امنیت ملی به ریاست رییس جمهور تشکیل می شود.»

اعضای شورا عبارتند از: روسای سه قوه، رییس ستاد فرماندهی کل نیرو های مسلح، رییس سازمان برنامه، نماینده مقام رهبری، وزرای خارجه، کشور و اطلاعات و مقامات بلند پایه ارتش و سپاه.

بعد از بازنگری قانون اساسی و با برگزاری انتخابات، اکبر هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری انتخاب و حسن روحانی دبیر شورای امنیت ملی شد و به مدت شانزده سال در این پست باقی ماند. با پایان کار رییس جمهور بزرگ "محمد خاتمی" او نیز به کار خود پایان داد.

اما لاریجانی که بود و از کجا شروع کرد؟؟؟

علی اردشیر لاریجانی، فرزند آیت الله حاج میرزا هاشم آملی، در سال ۱۳۳۶ هجری خورشیدی در نجف به دنیا آمد. علی برادران دیگری داشت که بر خلاف پدر مشغول تحصیل در علوم جدیده شدند. محمد جوادلاریجانی تحصیل کرده ریاضیات که دستی در فیزیک و فلسفه نیز دارد استاد دانشگاه، رییس کمیسیون خارجی شورای امنیت ملی، عضو کمیسیون خارجی مجلس، رییس مرکز پژوهش های مجلس، رییس مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضی و معاون بین الملل قوه قضاییه شد. فاضل لاریجانی تحصیل کرده "سیاست گذاری علمی" و عضو کمیسیون مشورتی شورای عالی انقلاب فرهنگی شد. صادق لاریجانی علوم حوزوی خواند و عضو روحانی شورای نگهبان قانون اساسی و مجلس خبرگان شد و دسته آخر باقر لاریجانی که پزشکی خواند و رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران شد.

اما علی اردشیر در سال ۱۳۵۸رتبه اول رشته ریاضیات و علوم کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف شد. در بیست سالگی "فریده مطهری" دختر آیت الله مطهری تئوریسین انقلاب را به همسری گرفت و به توصیه پدر همسر خود، مقاطع بالاتر تحصیلی را در رشته فلسفه غرب در دانشگاه تهران گذراند.

اولین پست او مدیر کل واحد مرکزی خبر و واحد برون مرزی صدا و سیما بود. در دوران بحران صدا و سیما با مشورت معتمدان امام چند ساعتی رییس سازمان شد و بعد محمد هاشمی، برادر اکبر هاشمی رفسنجانی ریاست سازمان را به جای او بر عهده گرفت. ادامه فعالیت های خود را در دهه شصت، با معاونت وزارتخانه های کار، پست و سپاه( سپاه پاسداران در ابتدا دارای وزارتخانه بود) گذراند. سپس راهی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی شد و جانشین ستاد کل سپاه و فرماندهی سطوح عالی آن شد.

سید محمد خاتمی رییس جمهوری سابق در دهه هفتاد در زیر فشار راستی ها از وزارت فرهنگ و ارشاد استعفا و از کابینه اکبر هاشمی رفسنجانی رخت بربست و راهی کتابخانه ملی شد. اما لاریجانی جای او را گرفت و این بار بر مسند وزارت فرهنگ تکیه زد. در سال ۱۳۷۳ با حکم رهبری به ریاست سازمان صدا و سیما منصوب شد.( ریاست سازمان صدا و سیما از جمله مناصبی است که طبق قانون اساسی احتیاج به حکم مستقیم مقام رهبری دارد.)

لاریجانی که نظر کرده و کاملا مورد اعتماد شیوخ و راست های سنتی است بهترین گزینه برای ریاست صدا و سیما بود تا چپی ها حتی خیال دست یافتن به این منصب را هم از ذهن خود بیررون کنند. لاریجانی ده سال در این منصب باقی ماند و در این مدت ۸ شبکه رادیویی ملی و ۳۰ شبکه رادیویی استانی، ۷ شبکه تلویزیونی و ۲۴ شبکه استانی و ۷ شبکه جهانی به راه انداخت. مجلات سروش زنان، کودکان، نوجوانان و جوانان و سروش اندیشه و روزنامه "جام جم" که همه مربوط به صدا و سیما بود را نیز زیر چاپ برد. با تاسیس شرکت "سیما فیلم" در مقابل دیگر بنیاد های فیلم سازی، نفوذ هرچه بیشتر اندیشه راست را برای به چالش کشیدن دیگران پر رنگ تر و پر رنگ تر کرد. برنامه های دیگری چون "چهره های ماندگار" ، "قوی ترین مردان" و "جشن عاطفه ها" را نیز به کمک کمیته امداد پایه گذاری کرد.

۱۳۷۶ و دوم خرداد از راه رسید. سید خوش رو رییس جمهور بیست و یک میلیونی، بر سر کار آمد. اما لاریجانی باز هم اسب خود را در مصاف با اصلاح طلبان زین کرد. با تولید برنامه های تلویزیونی مثل "هویت" و "چراغ" و برنامه اعترافات فعالان دانشجوی بار دیگر پنبه اصلاحات را زد و با جنجال سازی بر سر قضیه "کنفرانس برلین" یک تنه در برابر زعمای اصلاحات قد علم کرد تا هرچه بیشتر برادری خود را به شیوخ و راست های سنتی ثابت کند. (و با تشکیل مجلس ششم قضایای تحقیق و تفحص از صدا و سیما اتفاق افتاد).

سال ۱۳۸۳ دوران لاریجانی در صدا و سیما به پایان رسید، با حکم رهبری عزت الله ضرغامی بر این مسند تکیه زد. لاریجانی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی انقلاب فرهنگی ماند تا اینکه با حکم مقام رهبری، سمت نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی را نیز گرفت.

با فرارسیدن انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری میان چهار کاندیدای اصول گرایان بیش از همه مورد توجه اصولگرایان سنتی بود و البته چندی بعد با کناره گیری دیگر کاندیداها وارد عرصه انتخابات شد، ولی آرای کافی برای احراز این پست را کسب نکرد. او آنچنان سیاست های خارجی دولت مهرورز را بیان می کرد که همه گمانه زنی ها حاکی از پست وزارت امور خارجه برای او بود. اما احمدی نژاد رییس جمهور و او دبیر شورای عالی امنیت ملی شد.

با انتصاب به این پست مشغول به تغییر در ساختار شورا شد و با انحلال کمیته های شورا، معاونت های موضوعی را تشکیل داد. سپس اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای را هم تغییر داد تا تمام ساختار از دولت، مجلس و شوراها، تماما راستی شوند. با در دست گرفتن پرونده هسته ای، لاریجانی مبتکر طرح های "تحدید زدایی" ، "نگاه به شرق" "برد-برد در مساله هسته ای" و "مذاکره بدون تعلیق" شد.

پس چرا با این همه طرح های ابتکاری، دستاوردی به جز یک بیانیه و دو قطعنامه بر علیه ایران و این همه از پشت خنجر زدن های روسیه نصیبمان نشد!!!؟

او که با انتقاد های صریح و زیر سوال بردن تمام سیاست های حسن روحانی و تیم مذاکره کننده دولت قبلی، گفته بود: "در غلتان دادیم و آبنبات گرفتیم" ، چرا خود بدون گرفتن همان آبنبات مجبور به ترک این پست شد؟؟؟!!!

چه کسی جای او را گرفت؟!!!

اینها پرسش هایی هستند که در شماره بعد به آنها می پردازیم.

احسان نظری

pellaton_2004@yahoo.com



 
Untitled 1
کلیه حقوق این سایت محفوظ است
Designed By Emad