درباره ما
Welcome To Negahaneh.com
    درباره ما ارتباط با ما صفحه اصلی
Untitled 1
نگاه دیگر | طنز | ورزش | دانش | زنان | باشگاه | تاریخ | ادبیات | هنر | جامعه | سیاست | سرمقاله
 
 
مشاهده عکس نویسنده مقاله

شماره یک - سیاست

انحلال سازمان مورد علاقه من

چاله و چاه

شوقی چنان ندارد ، بی دوست زندگانی

سر خط خبرهای مهم ابن هفته:

۱.پیوستن حسن روحانی به کمیته ۲۲نفره اصلاحات برای بررسی نامزدهای مشترک این

جریان سیاسی برای انتخابات مجلس.

۲.احتمال کاپیتانی حسن روحانی در لیست انتخاباتی اصلاحات در انتخابات مجلس.

۳.وزیر ارشاد :دو برابر شدن نظارت بر مطبوعات.

۴.درگذشت آیت الله مشکینی.

۵.گمانه زنی ها برای ریاست مجلس خبرگان رهبری، هاشمی رفسنجانی یا

هاشمی شاهرودی؟؟

۶.حضور خاتمی در جمع نخبگان یزد.

۷.دادگاه انقلاب عمادالدین باقی را به تحمل سه سال حبس تعزیری محکوم کرد.

۸.وعده دولت برای کاهش تورم.



گپ هفتگی:

در یکی از شماره های مجله شهروند امروز مطلبی خواندم که بد ندیدم درباره آن با هم صحبت کنیم.

نوشته زیر نقد یا جابیه برای آن سرمقاله مجله شهروند نیست و تنها بیان نظرات شخصی است.

اما موضوع بحث درباره تغییرات سازمان برنامه و بودجه است، که در سرمقاله آمده بود:

( چاله و چاه ، اقدام محمود احمدی نژاد درباره سازمان برنامه شجاعانه است اما...)

(لینک این سرمقاله با عنوان چاله و چاه در ابتدای صفحه گذاشته شده)

در سرمقاله فلسفه سازمان (ایجاد ساختاری مطلقه و متمرکز که همه ایرانیان را زیر سلطه داشته باشد

بیان شده، به این بهانه که که استان خوزستان بودجه خواسته و با آن مخالفت شده، یا اینکه را خان

با اقوام ایرانی و زبان ایرانی چنان کرد که از دل آن ملیت ایرانی، زبان ملی و دولت ملی بیرون آید و همه

اقوام مقهور دولت مرکزی شوند و با تزریق پول نفت این اقتدار مرکزی افزون بر ارتش سلاح هم به وجود آید

که از طریق تخصیص بودجه بود )و یا گفته شده: (الگوی توسعه دولتی بوده نه ملی).

اما ذکر این نکات را ضروری می دانم:

۱. در زمانه امروز نیز استان ها بر اساس محرومیت طبقه بندی می شوند و از وزارتخانه های مختلف اولویت می گیرند و بنابر برنامه توسعه به آنها بودجه تخصیص می شود. پس استان محروم تر اولویت ها یا اعتبارات خاص خود را می گیرد و این نشان برتری دادن یک دسته و یا ظلم به یک استان نیست بلکه باعث برنامه هماهنگی می شود و نمی توان خارج از برنامه به استانی اعتبار تخصیص کرد..

۲. ایجاد زبان و دولت ملی هم بهانه ظلم به بقیه اقوام نیست، در قانون اساسی جمهوری اسلامی و در همین زمانه خودمان زبان ملی، رسم الخط و سایر موارد تعیین شده و این به خاطر ایجاد معیار برای کشور است نه رجحان یک قوم به دیگر اقوام.

۳. مهم اینکه در آن زمان صنعت نفت ملی نشده بود و درامد نفتی آنچنان مطرح نبود ، البته که درامد نفتی اندکی را می توان در نظر گرفت اما آنچنان نیست که بتوان آن را سبب اقتدار گرایی روز افزون دولت مرکزی در نظر گرفت.

۴. البته منظور ایشان از صحبت های بالا اگر بازسازی ایده باستان گرایی و برتری دادن قوم پارس توسط رضا خان بوده، به نظر من، منظور خوب بیان نشده.

۵. اما اینکه الگوی توسعه دولتی بوده نه ملی، آیا می توان در جامعه آن زمان ایران که حتی بهداشت عمومی در پایین ترین سطح بوده، انتظار یک حرکت دموکراتیک ملی و نه دولتی را آن هم در ابعاد انقلابی برای پیشبرد توسعه از مردم آن زمان داشت؟؟؟ (البته منکر وجود اندکی قشر روشن فکر و تحصیل کرده نیستم که تعداد زیادی از همان ها در سازمان مشغول کار بودند). پس اگر همین توسعه دولتی هم نبود، اندک توسعه انجام شده نیز رخ نمی داد.

۶. این درست است که هدف نهایی تئوری های دموکراسی کاهش اقتدار گرایی دولتی است، اما من برای شرایط آن زمان ایران نیل به چنین هدفی را قایل نیستم.

۷. ولی این را نیز می پذیرم که توسعه دولتی در جوامع توسعه نیافته و پسا استعماری مشکلات خاص خود را دارد.



اما به زمانه خودمان بر می گردیم:

این مسلم است که هر سازمان یا نهادی برای تاثیر گذاری بیشتر احتیاج دارد تا خود را با زمان جلو ببرد و به روز باشد پس برای چنین حرکت پویایی آن سازمان یا نهاد هر چند گاه، احتیاج به تغییرات درون سازمانی دارد. ولی این بروز رسانی و کارامدی نظام اداری از ابتدای انقلاب یکی از معضلات اصلی بوده و ناکارآمدی نظام اداری ما از پیش تا کنون همیشه باعث عدم دسترسی به اهداف نهایی شده که سازمان برنامه نیز از این مشکل استثنا نیست.

به طور کلی بیمار بودن اقتصاد ایران، ساختار کم تحرک دولت و کمبود نیروی متخصص نیز به آن دامن می زند. از سوی دیگر از ابتدا چه قبل و چه بعد از انقلاب مدیران اجرایی ایران چندان اعتقادی به نظام برنامه ریزی نداشته و پایبندی خاصی به نظام برنامه و بودجه و کار-کارشناسی برای خود در نظر نمی گیرند که این بیش از پیش باعث تضعیف نقش سازمان شده.

وظایف مهمی چون مسئولیت هیات عالی گزینش ، شورای عالی اشتغال، هماهنگی اجرای تبصره۱۳ قانون برنامه و بودجه(این قانون مربوط به سامان دهی حمل و نقل عمومی و بهینه سازی مصرف سوخت است) ، نظارت کلان بر طرح های عمرانی و اختصاص بودجه به دستگاه های اجرایی همه از سازمان گرفته شده و به معاونت اجرایی رییس جمهور و وزارتخانه های کار، کشور و امور اقتصادی و دارایی سپرده شده.

چندی پیش نیز دفاتر استانی سازمان در داخل استانداری ها ادغام شد و با انحلال دفتر مرکزی نیز تیر خلاص به مغز متفکر و بازوی برنامه ریز کشور زده شد. چرا چنین تصمیمی اتخاذ شد و این مسولیت ها از سازمان گرفته شد؟؟؟

چون سازمان با در اختیار داشتن بودجه، نظام برنامه ریزی و مسولیت هایی که در بالا گفته شد، بیشتر به شکل یک سد در برابر تحقق اهداف کوتاه مدت و آرمان گرایانه برخی دستگاه های اجرایی در آمده بود و به جای در نظر گرفتن مصالح افراد یا گروه و دسته به فکر مصالح کشور و کار- کارشناسی و برنامه ریزی بود.

بنا بر این با قسمت دوم حرف های ایشان که لبه دوم تیغ را در نظر گرفته اند، بیشتر موافقم چرا که انحلال سازمان نه تنها متضمن آزادی اقتصاد، انحلال شرکت های دولتی، افزایش آزادی تجاری و کاهش حجم بوروکراسی و تمرکزگرایی نیست به قول خود ایشان باعث انحصاری کردن تصمیم گیری های اقتصادی در دولت، افزایش اعانه های دولتی مثل صندوق ازدواجو حساب ذخیره ارزی می شود.

پس عدم تحقق اهداف توسعه را باید در جای دیگری جست، نه در انحلال مغز متفکر و برنامه ریز کشور.



احسان نظری

pellaton_2004@yahoo.com



 
Untitled 1
کلیه حقوق این سایت محفوظ است
Designed By Emad