درباره ما
Welcome To Negahaneh.com
    درباره ما ارتباط با ما صفحه اصلی
Untitled 1
نگاه دیگر | طنز | ورزش | دانش | زنان | باشگاه | تاریخ | ادبیات | هنر | جامعه | سیاست | سرمقاله
 
 
مشاهده عکس نویسنده مقاله

شماره دوازده - سرمقاله

احمدی نژاد و بوش یا خاتمی و ال گور!


جایزه ی صلح نوبل به "ال گور" رسید. ال گوری که سال گذشته اسکار را نیز به دلیل مستندی پیرامون پدیده ی گرم شدن زمین تصاحب کرده بود و اینگونه وی در استانه ی دور جدید انتخابات ریاست جمهوری امریکا مجددا بر سر زبان ها افتاد. وی که معاون رئیس جمهور در دوره ی "بیل کلینتون" بود با جنجال های بسیار میدان را به "جرج بوش" واگذار کرد تا دوره ی جدیدی از سیاست های امریکا شکل بگیرد سیاستی که با لشکر کشی به دیگر کشور ها و جهه ی امریکا را در جهان تغییر داد. وضعیت پیش آمده در سطوح بالایی امریکا کمی آشنا به نظر می رسد. ایران نیز در انتخابات ریاست جمهوری چنین فضایی را حس کرده بود.



اگر بتوان دموکرات ها و جمهوری خواهان را با احزاب چپ و راست کشور قیاس کرد (که البته بواسطه ی سیاست های جامع ایالات متحده چندان منطقی نیست) می توان بوش را مردی مشابه رئیس جمهور کشورمان دانست. بوش در حالی به قدرت رسید که رقیب صلح طلبی چون ال گور را در برابر داشت و با قدرت گرفتنش سیاست خارجی امریکا را بر پایه ی جنگ طلبی بنا نهاد و حال در دورانی که بوش در اکثر نقاط جهان با کاهش محبوبیت روبروست ال گور از صلح سخن می گوید ، از مشکلات ناشی از گرم شدن زمین و آن گونه نشان می دهد که قلبش برای جهان می تپد. او اینک تبدیل به نوع دیگری از سیاستمداران امرکایی شده است.



"محمود احمدی نژاد" نیز در حالی به قدرت رسید که تا مدت ها همه از خواب یک ساعته ی کروبی سخن می گفتند و تمدید های بی پایان زمان انتخابات! این گونه او وارد ساختمان ریاست جمهوری شد. او به واسطه ی سیاست علنی سازی استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای (که البته امری صحیح و منطقی بود) و با تبلیغات تند رسانه ای علیه ایران ، دید جهان را پس از دوره ی آرامش "محمد خاتمی" نسبت به کشورمان عوض کرد. همزمان با بحرانی شدن سیاست های خارجی ایران ، خاتمی سعی در بهبود اوضاع داشت. سفر های صلح طلبانه ی او به کشور های اروپایی با هدف تلطیف روابط ایران با جهان ، نشان دهنده ی دید دیگری نسبت به جهان در داخل کشوری است که از هر سو آماج حملات رسانه ای است.



اگر درصد تاثیر گذاری تقلب در انتخابات را عدد چندان بزرگی ندانیم اتفاق هایی نظیر انتخاب بوش را می توان در خواست مردمی دانست که یا به سادگی فرد توجه دارند یا رای های شان آرایی حزبی است. همچنین برای مردمانی نظیر امریکایی ها شهرت اهمیت بیشتری نسبت به دیگر پارامتر ها بازی می کند. بوش به واسطه ی نام پدر و تلاش های برادر به قدرت رسید. این در حالی است که در انتخابات پیش رو در جبهه ی دموکرات ها سخن از "هیلاری کلینتون" به میان آمده و با وجود اتفاق ها یی که برای ال گور به وقوع پیوسته ، باز هم این کلینتون است که با محبوبیت بیشتری مواجه است. در امریکا که سرزمین افراطی سطحی نگری است ، بانوی اول امریکا بودن از اهمیت بیشتری نسبت به برخورداری از وجهه ی خوب بین المللی یا صلح طلبی برخوردار است.



چنین بازتاب ها یی است که موجب می شود ال گور پنجاه و نه ساله و خاتمی شصت و چهار ساله قید حضور در انتخابات ریاست جمهوری را بزنند . ال گور که به تلاش برای جلوگیری از افزایش گاز های گلخانه ای در جو زمین می پردازند و خاتمی که توانش را صرف طرح صلح طلبانه اش با عنوان گفتگوی تمدن ها کرده است هر یک به نوعی با سیاست خدا حافظی کرده اند. از سوی دیگر بوش توانش را برای لشکر کشی و جنگ طلبی هایش در خاورمیانه محدود کرده و در ایران نیز احمدی نژاد بیش از هر زمانی در تلاش برای بدست اوردن حق انرژی صلح امیر هسته ای برای ملت است.



در این میان مردمی می مانند که هر یک به نوعی زیر فشار اقتصادی کمر خم کرده اند و چشم به دستان رهبران شان دارند. چون آنها هیچگاه در زمان تاریخ سازی به دستان خود جدی ننگریسته اند . آنها خود سرنوشت شان را رقم می زنند ولی در هنگام سرنوشت سازی بیش از هر زمانی احساس را مقدم می شمارند. خاتمی و ال گور بازنده های چنین زمانه ای اند!

اشکان شعبان پور

negahane@yahoo.com



 
Untitled 1
کلیه حقوق این سایت محفوظ است
Designed By Emad