درباره ما
Welcome To Negahaneh.com
    درباره ما ارتباط با ما صفحه اصلی
Untitled 1
نگاه دیگر | طنز | ورزش | دانش | زنان | باشگاه | تاریخ | ادبیات | هنر | جامعه | سیاست | سرمقاله
 
 
مشاهده عکس نویسنده مقاله

شماره هفت - سرمقاله

بر سر زنده فاتحه نخوانید!


((دو باور غلط سالهاست که درباره ی من بین مردم رواج دارد یکی انکه من روشنفکرم ، فقط به این دلیل که عینکی هستم ؛ و بدتر از ان اینکه هنرمندم ، چون فیلم هایم نمی فروشد!))

وودی الن – تابسنان 2002



گاهی پیش می اید که فردی سالم توسط اطرافیان ، مریض خوانده می شود. همه از چشم گود افتاده ، رنگ و روی زرد و صدای گرفته اش سخن می گویند. این عمل ان گونه تکرار می شود که خود فرد نیز به مریضی اش ایمان می اورد. حال اگر کمی عاقل باشد به دنبال درمان رفته و ان را ریشه یابی می کند و گرنه برای دراغوش گرفتن مرگ لحظه ها را می شمارد. حال و روز سینمای ما هم ، مانند چنین فردی است. سینمای ما هم توسط همه ی رهگذرانی که از دور به ان می نگرند بیمار خوانده می شود. همه ان را رو به مرگ می دانند و پایانش را نزدیک. حال در چنین شرایطی جشن گرفتن روز خاصی با عنوان روز ملی سینما حس خاصی می طلبد و این حس در بدنه ی اصلی سینمای ما موج می زند. انها یی که خود عضوی از این سینما محسوب می شوند با جنب و جوش خاص چرخ های سینما را در حرکت نگاه داشته اند. هزینه می کنند و تجربه های نو را می ازمایند درحالیکه هنوز از زاویه ی دید مخاطبین راکد و مرده تلقی می شوند.



مدت هاست ندیدن فیلم ایرانی به یک پز روشنفکری تبدیل شده است. کسی که اینک بهترین فیلم زندگی اش را مجموعه ی "شیرنی پای امرکایی" می داند به هیچ فیلمی از سینمای ایران رضایت نمی دهد و همه را سرشار از ابتذال می داند! و ابتذال چه واژه ی مستعملی است در دستان یک عده! اینگونه مخاطبین سینما کاهش می یابد. سینمایی که امروز با تزریق نیروی جوان روز های نویی را تجربه می کند. از پز روشنفکری این روزها که بگذریم ، از مخاطبینی که فیلم های داخلی را ضعبف می دانند که البته خود برای یافتن سی دی قاچاق همان فیلم ها ساعت ها لوازم دستفروشان را جستجو می کنند. اما با این وجود و در این برهوت مخاطب ، فیلم هایی یافت می شوند که مخاطبین را به خریدن بلیط وادار می نمایند. فیلم هایی چون "اخراجی ها" ، "اتش بس" و "کما" فیلم های پرفروشی محسوب می شوند که روی دیگری از مدعیان روشنفکری را نمایان می سازند. و "ان" منتقدانی هستند که چنین فیلم هایی را به واسطه ی جذب مخاطب ، سطحی و فاقد ارزش هنری می نامند. در این درگیری ها تنها مخاطبین و سازندگان اند که دلسرد شده و از سینما روی می گردانند. مخاطبین ، برای فرار از برچسب سطحی نگری از سینما دوری می کنند و سازندگان توسط نقد های منفی تخریب شده و دیگر توان مبارزه نخواهند داشت.



از دغدغه مخاطب و سیماگر گفتیم و اینکه فیلم های پرفروش به جرم جذب مخاطب مهر "فیلمفارسی" می خورند و تقبیح می شوند. حال اگر منصفانه بیاندیشیم هنر بی مخاطب ارزشی ندارد . حسی برنمی انگیزد و بازخوردی نشان نمی دهد. هنر برای سرگرمی ملت است! البته نه هر هنری که هنر واقعی در ذهن اندیشمند است و در معرض دید گذاشته نمی شود و از تجاری شدن گریزان است. هنرمند راستین هیچگاه از انچه دارد برای دنیایش خرج نمی نماید ولی هنری که صحیتش می رود و همانند دسترنج یک نجار است برای مخاطب خلق می گردد و برای ان است که ستوده شود و افریننده اش تشویق گردد! سینما هم اینگونه است. سینما هم هنری از سیاق همان نجار است. و تشنه ی نگاه مخاطب. پس سینما بدون مخاطب ارزشی محسوب نمی گردد همانگونه که سینمای به اصطلاح هنری هیچگاه مردم عام ، به عنوان مخاطبین اصلی این هنر را جلب نکرده است.



صحبت از بی عیب بودن انچه مخاطب می پسندد نیست بلکه سخن از ان است که اگر فیلمی مخاطب را جذب نماید ، نیمی از اهدافش را یافته و قابل ستایش است. صحبت باز هم از "نگاه" است. نگاهی که به سینما می شود و جدا نیازمند به تغییر است. تغییر انچه که خود به عنوان فیلمفارسی ساخته ایم و به واسطه ی ان چون پتک بر سر هر چه مخاطب می پسندد فرو می اوریم. سینما با مخاطبینش است که کماکان نفس می کشد و پویاست با انکه اطرافیان از مرگش سخن می گویند؛ که اگر مرده بود فیلم کودکانه ای چون "نصف مال من ، نصف مال تو" مخاطبین را به سینما نمی کشاند.



دیروز روز ملی سینمابود ، روز مخاطبانی که سینما را سرپا و زنده نگه می دارند. به افتخار انان که اعتبار سینمایند!



ویژه: روزها و ماه ها می گذرند با وجود انکه مشابهند. اما همه همانند نیستند. بعضی روزها ویژه اند. همچنین برخی ماه ها! ماه رمضان برای عده ای یک ماه ، عید محسوب می شود. پس عــــــیدتان مبارک!

اشکان شعبان پور

negahane@yahoo.com


 
Untitled 1
کلیه حقوق این سایت محفوظ است
Designed By Emad