درباره ما
Welcome To Negahaneh.com
    درباره ما ارتباط با ما صفحه اصلی
Untitled 1
نگاه دیگر | طنز | ورزش | دانش | زنان | باشگاه | تاریخ | ادبیات | هنر | جامعه | سیاست | سرمقاله
 
 
مشاهده عکس نویسنده مقاله

شماره بیست و شش – جامعه

 استوای فقر

مي گويند آنكه مي خندد هنوز خبر فاجعه را نشنيده است!راست مي گويند!نمونه اش خودمان تا ديروز يا دور و بريهايمان تا به امروز!افراد زيادي هستند كه هنوز ماهيت خطوط را نمي دانند.خطوطي كه دائم در حال كشيده شدن اند و با هر خطي كه به اين دسته اضافه مي شود,مشكلات و مصائب زندگي بيشتر خودش را نشان مي دهد.يكي از اين خطوط معروف و در عين حال منفور و در همان حال مفيد انگار,(!!!)خط فقر است...خطي كه شايد قشر عظيمي از جامعه ي ما را در حيطه ي خودش قرار داده...خطي كه همين نزديكي ها در كمين شماست بدون آنكه خبر داشته باشيد.

خط فقر چقدر است؟
خط فقر طبق آخرين اخبار 600 هزار تومان اعلام شده كه با اين حساب اكثر افراد جامعه مان زير اين خط قرار دارند و صد البته فقير محسوب مي شوند!آماردقيق افرادي كه هم اكنون در جامعه ي ما زير خط فقر قرار دارند,معلوم نيست!چون نمي شود خيلي به اين ارقام اعتماد كرد.چيزي كه چشمهاي ما مي بينند مطمئنا" دقيق تر از آن چيزي هستند كه گوشهايمان مي شنوند!

شكافي كه بيشتر مي شود...
خبرگزاري آفتاب در يك تيتر جالب اينگونه مي نويسد:"گسترش شكاف خط فقر با درآمد كارگران و كارمندان"و اين شكاف تا كجا مي خواهد گسترش پيدا كند؟تا كجا مي خواهد مشكلات را از ايني كه هستند تلخ تر كند؟اين خبرگزاري در ادامه مي نويسد:" اگر تاكنون تورم واقعی در دستمزد كارگران مدنظر قرار می‌گرفت و به نیروی كار توجه می‌شد، اكنون فاصله سبد هزینه و حقوق دریافتی با خط فقر فاصله فاحشی نداشت."(اگر)...اين "اگر" ها حالا دردي را دوا نمي كنند.اينجا بايد واقع بين بود و بايد ذكر كنم كه واقع بيني با بد بيني تفاوت زيادي دارد پس اين نوشته را به بد بيني متهم نكنيد!ما با "اگر" هايمان زندگي مي كنيم و همين باعث مي شود كه وقتي همه ي چيزهايي كه نبايد اتفاق مي افتاد را در رو به رويمان مي بينيم,ديگر هيچ راهي براي ميان بر زدن پيدا نمي كنيم.

مصري:"كاري نمي شود كرد!"
حالا كه مي دانيم خط فقر چقدر است,آيا مي توانيم كاري كنيم؟آيا مي توان اميدوار بود كه اقدامي صورت پذيرد؟وزير رفاه تمام اين سوالها را با يك جمله ي كوتاه و عملا" دندان شكن پاسخ داده و آن اين كه:" در هيچ‌يك از مفاد قانوني كشور ذكر نشده چنانچه خط فقر x هزار تومان باشد، چه بايد كرد!"پس از آنجايي كه ذكر نشده كاري هم نمي شود كرد؟او در ادامه حرفش را به اين صورت توجيه يا تفسير كرده:" محاسبه‌ خط فقر در انواع تقسيمي خود براي برنامه‌ريزان كشور خوب است، اما اين ‌كه به مردم بگوييم اگر 300 هزار تومان حقوق بگيريد، فقير هستيد، به‌جز آن‌كه از نظر رواني براي آن‌ها ايجاد مساله مي‌كند، چه فايده‌اي دارد؟"از جهاتي هم كه به قضيه نگاه كنيم "مصري" درست مي گويد!چرا كه وقتي كاري نمي شود كرد,وقتي كه دستها همچنان بسته است,اعلام چنين آماري تنها براي خانواده ها جنگ رواني ايجاد مي كند و بس!مصري در ادامه اين چنين بيان كرده كه:"بنابراين چون با ارائه‌ي اين خط نمي‌توان كاري انجام داد، آن را تنها به مراجع رسمي ارائه مي‌كنيم."

راه حلي هست؟
اگر بخواهيم وارد جزئيات موضوع شويم مسائل اقتصادي و قانون هاي عجيب آن پيش رويمان قد علم مي كنند,در ادامه اش هم قوانيني كه خيلي وقتها "چرايي" شان برايمان سوال است...اما به فرض اينكه من و شما از قوانين اقتصادي چيزي نمي دانيم, آيا نبايد وقتي با چنين آماري رو به رو مي شويم راه حلي را هم در كنارشان ببينيم؟مطمئنا" راه حل هايي هست كه كم كم خودشان را نشان خواهند داد ولي اينكه بشنويم كه ارائه ي چنين آماري تنها اطلاع رساني است و فايده اي ندارد, باعث مي شويم كمي دلسرد بشويم,كمي نگرانمان مي كند و وقتي با خودمان فكر مي كنيم كه :"يعني اين هم مهم نيست؟" باز هم كمي مي ترساندمان...

اوضاع اقتصادي خانواده ها چندان چنگي به دل نمي زند...حالا مي فهميم كه زير خط فقر بودن يعني درآمد زير 600 هزار توماني كه خيلي ها زندگيشان را با همين درآمد مي چرخانند.اين دانستن شايد به قول "مصري" بيشتر نگرانمان مي كند,به خصوص حالا كه مي شنويم راه حل ها در دست تفكر اند و...همين دانستن نگرانمان مي كند.افراد زيادي بودند كه به درآمد ماهي 500 هزار تومانشان دل خوش بودند و حالا چشمانشان نگران است.حالا كه داريم به لحظه هاي پر خرج زندگي نزديك مي شويم حالا كه بچه ها لباس نو مي خواهند و قيمت ها سر به فلك كشيده اند,حالا,داريم به يك خانواده اشاره مي كنيم و مي گوييم شما زير خط فقر زندگي مي كني!هيچ مي دانستي؟و اين خبر خوبي نيست.

در كنار اين اخبار چرا راه حل ها به سادگي در دستانمان جا نمي گيرند؟چرا هر بار,با هر آماري ميزان نگراني هاي مان افزايش پيدا مي كند.يك زبان همه فهم وجود ندارد كه بگويد راه حل كجاست يا بگويد اگر راه حلي نيست مي توان اوضاع را بهبود بخشيد.با يك عدد,خيلي از افكار مشوش شدند.افكاري كه دارند روزهاي پر التهابشان را با اقتصادي بيمار مي سنجند و سر شان را به نشانه ي "چه كنم" تكان مي دهند.افكاري كه راه حل را جستجو مي كنند,راه حلي كه در دور دست ترين نقطه قرار دارد و هنوز ديده نمي شود.خط فقر كشيده شد و حالا هر كس خودش را در يك طرف اين خط مي بيند.اين خط ها چيزهاي عجيبي هستند.خيلي عجيب اند.

نسیم اسلام پور
nasim_eslampour@yahoo.com

 
Untitled 1
کلیه حقوق این سایت محفوظ است
Designed By Emad