درباره ما
Welcome To Negahaneh.com
    درباره ما ارتباط با ما صفحه اصلی
Untitled 1
نگاه دیگر | طنز | ورزش | دانش | زنان | باشگاه | تاریخ | ادبیات | هنر | جامعه | سیاست | سرمقاله
 
 
مشاهده عکس نویسنده مقاله

شماره پنجم - جامـــعـــه

شهــــــر مسـقـف یــا ویــــرانـه ای بــرای مــا !


همیشه چیزهایی در زندگی ما وجود داشته که وادارمان کرده کمی به عقب برگردیم و نگاهی بیندازیم به نبودنشان و جای خالیشان!دلایل انقراضشان! چیزهایی که خوب بود...بود!چیزهایی که حالا نبودنشان زیادی احساس می شود!قهوه خونه ها...زور خونه ها...و...!جاهایی که حالا نه تنها ظاهرشان بلکه نحوه ی استفاده شان هم درگیر تغییراتی شده که ماهیتشان را هم عوض کرده!دنیای هر روزه ی ما دستخوش تغییراتی ثانیه ای شده...هر ثانیه چند سالمان را به باد می دهد؟هر ثانیه به قیمت از دست رفتن چند ارزش برایمان تمام خواهد شد؟

یکی از این فراموش شده ها...قهوه خانه است!جایی که آدم می ساخت...یک شهر مسقف!یک جامعه ی کوچک که درس مرام می داد و مردانگی را فریاد می زد.هیچ وقت زور خانه ای را که سر کوچه مان بود فراموش نمی کنم...۹ سالم بود که خرابش کردند و به جایش مغازه های کوچک میوه فروشی راه انداختند.زور خانه که خراب شد...صبح ها به جای صدای ضرب و آواز مرشد...بوی میوه ی گندیده و فریاد میوه فروش توجه ات را جلب می کرد!قصه ی قهوه خانه و تغییر ماهیتش هم همین است!

جایی که حالا به جای نقل نقال...نقل معامله است و بوی دود و فریاد کسی که جنسهایش را کش رفته اند!یک شهر حالا تبدیل به خرابه ای شده که نماد فساد است و بس!نماد مردانگی و داستان های دل انگیز حالا به نماد نا مردی و معامله ی آبرو تبدیل شده!این تغییر ماهیت آنقدر بی صدا شکل گرفت که نفهمیدیم کی شروع شد و کی به اینجا رسید!شاید هم فهمیدیم و خودمان را به ندانستن زدیم!حتما" مسائل مهمتری هم از آدم سازی وجود دارد...ندارد؟؟؟

ارزشهایمان حالا رنگ باخته...آن وقت ها تا حرف قهوه خانه می شد...جوان را به "رفتن" تشویق می کردند و حالا به "نرفتن"!تا وقتی این شهر ویران نشده بود هر کس پایش به قهوه خانه باز می شد اسم و رسم پیدا می کرد اما حالا اسم و رسمش را که از دست می دهد هیچ!هر چه دارد و ندارد تنها با یک قدم از خودش می گیرد!اینجا اگر حتی پایت را از در قهوه خانه آن طرف تر بگذاری بر چسب می خوری و تمام!اینکه اینقدر سریع جایی که برایت شخصیت می آورد تبدیل به جایی شده که شخصیتت را می گیرد...چندان عجیب نیست!شاید چون حالا این تغییرات عادی شده...یا ما زیادی فراموشکار شدیم!؟

مهمترین کاری که یک "جا" می تواند انجام دهد..."انسان سازی" است.تاثیری که یک قهوه خانه در آن روزها داشت و نقشی که در زندگی مردم بازی می کرد به این سادگی ها نبود.مرد نقال با تمام وجودش درس زندگی می داد...!اینکه چرا حالا فراموشکاری هایمان اینقدر زیاد شده یا اینکه بیایید کاری کنیم راه حل ماجرا نیست!شاید حالا ارزشهایمان تغییر کرده.شاید دیگر برایمان مهم نیست که با ۱۰ دقیقه نشستن در مکانی و گپ با آدمهایش و تر کردن گلویی...هم زمان تجربه های چندین سال را یاد بگیریم.دیگر برایمان اینها "حق مسلم" نیست!حقوق مسلم ما حالا چیزهای دیگری است...!!!

بی توجهی به مسائلی که بی اهمیت می انگاریمشان کم کم تاثیرات منفی خودشان را نشان می دهند.کم کم...و ما روزی کمبودشان را حس خواهیم کرد که دیگر راهی برای جبران باقی نگذاشته ایم!

یک شهر را ویران کردیم...برای بازسازیش هنوز فرصت باقیست...اما اگر لحظه ها را غنیمت نشمریم شاید بازگرداندن ارزشهایمان برایمان نا ممکن شود...آن وقت انسان سازی ما با مشکل مواجه خواهد شد.آن روز جامعه ای که ما می سازیمش ویران خواهد شد!باور کنید مسئله به همین مهمی است!بزرگ نمایی در کار نیست!ما همیشه عادت داشتیم زیر نکته هایی که با مداد قرمز برایمان خط کشیدند نگاه کنیم...غافل از آنکه مفهوم اصلی در کلمات کوچک پنهان شده بودند!

ناگفته های زیادی باقی ماند...گفتنی ها را شاید باید به آنهایی بسپریم که حقوق مسلم ما را چیزهای دیگری می دانند و آنقدر سرگرمشان شده اند که نیازهای دیگرمان را فراموش کرده اند...برای یاد آوری هنوز دیر نشده!شاید روزی خودمان دست فرزندمان را بگیریم و به جایی ببریمش که رو در روی آدمهایی باشد که طعم شیرین زندگی را با چای تازه دم زیر دندانشان مزه می کنند!

نسیم اسلام پور

breeze_whiff@yahoo.com

 
Untitled 1
کلیه حقوق این سایت محفوظ است
Designed By Emad