درباره ما
Welcome To Negahaneh.com
    درباره ما ارتباط با ما صفحه اصلی
Untitled 1
نگاه دیگر | طنز | ورزش | دانش | زنان | باشگاه | تاریخ | ادبیات | هنر | جامعه | سیاست | سرمقاله
 
 
مشاهده عکس نویسنده مقاله

شماره سه - جامعه

جایی برای همه چیز و هیچ چیز! (بخش دوم)


نوشتن در مورد محیطی مثل دانشگاه و حرف زدن از مشکلات این محیط همیشه بازتاب های خاص خودش را داشته و دارد.در ادامه ی بحث هفته ی گذشته می خواستم که بیشتر پیرامون مشکلات و حاشیه های دانشگاه و جماعت دانشجو بنویسم اما می بینم که این کافی نیست...سوالاتی که در ذهن من و شما وجود دارد فراتر از این حرفهاست...سوالاتی که هنوز هم پاسخی برایشان نداریم!و محیطی که شاید فکر می کنیم با استفاده ی نادرست ماست که اینقدر غیر معقول شده است...

"از آنجایی که پیرامون مباحث اجتماعی هیچ وقت نمی توان صد در صد حرف زد...پس ما هم هیچ کدام از این مسائل را صد در صد برای همه در نظر نخواهیم گرفت...!"

اولین "چیز" برای شروع هر کاری هدف ما از انجام آن است...اهداف متفاوتی که برای هر کسی اهمیت خاص خودشان را دارد...برای یک دختر روستایی شاید هیچ هدفی بالاتر از این نباشد که با ادامه ی تحصیلاتش بتواند جایگاهش را در جامعه تثبیت کند!و شاید رشدی که در بالا رفتن آمار قبولیهای دختر ها در سالهای پیش مشاهده می شد...بیشتر برای دست یابی به این هدف بود...!

به هر حال ما همگی با اهدافی متفاوت پا به این عرصه ی علمی می گذاریم.و شاید اهداف بیشتر ما تنها در همین یک جمله خلاصه شود:"رسیدن به موقعیت اجتماعی بهتر!" . اما نباید فراموش کنیم که در ابتدا هدف همه ی ما همین بوده و هست اما چیزی که ما را از هم جدا کرده و باعث دسته بندی های جدید می شود...این است که افراد زیادی هستند که این هدف اولین و آخرین خانه ای است که پیش روی خود می بینند...این افراد شاید در بین همان هایی دسته بندی می شوند که برایشان مهم نیست رشته ای که می خوانند مورد قبولشان یا مورد دلخواهشان باشد یا نه!!!تمام اینها دلزدگی ها و نارضایتی هایی را به همراه می آورد که نه تنها فرد را دارای موقعیت بهتری در اجتماع نمی کند...بلکه با عدم موفقیت او در رشته ای اجباری او را بدتر شکست خورده و منزوی می کند! همین انزوا و نارضایتی همیشه تاثیر خود را در محیط می گذارد و شاید باعث ایجاد اختلال هم بشود!!یا شاید همان بحث "امنیت اجتماعی" خودمان!!!پس اهمیت هدف برای کسی پوشیده نیست.

حالا می توانیم این طور تصور کنیم که همه با اهدافی عالی و منطقی وارد دانشگاه شدیم و همه فکر می کنیم که با تحصیلاتمان موقعیتی تثبیت شده خواهیم داشت! اما باز یک جای کار می لنگد...بسیاری از فارق التحصیلان بعد از ترک دانشگاه و حتی با نمرات خوب و در سطح عالی...وقتی با بازار کار مواجه می شوند تازه به این موضوع می رسند که مدرک به تنهایی کافی نیست...و این مدرک نیست که به تو پول می دهد...این کارفرمای توست که این کار را به عهده دارد!!کارفرماهایی که اغلب (نه در تمام موارد!) تحصیلاتشان از تو کمتر است...این موضوع بیشتر برای آقایون پیش می آید...شاید چون بیشتر به دنبال کسب درآمد و شغل هستند.اما لازم به ذکر است که خانم ها هم با مشکلاتی از این دست مواجه می شوند! به هر حال...می توان به وضوح دید که بسیاری از فارق التحصیلان در رشته ای مشغول به کار می شوند که هیچ ربطی به تحصیلاتشان ندارد...!و اگر هم بحث (پارتی بازی) در میان باشد...همان تحصیلات دانشگاهی هم رنگ می بازد...تو می مانی و مدرکی خاک خورده!

مطمئنا" تمام زوایای این بحث سیاه نیست...بیشتر اوقات همین حضور در محیطی تازه به دانشجو مسائلی را می آموزد که شاید با سالها بودن در بین مردم نتوان یاد گرفت!اینکه بعد از دانشگاه چه چیزی پیش روی یک دانشجو است...شاید دغدغه ی بیشتر ما هست...اما نه همه ی ما!!!به هر حال بد نیست بعد از این تصویر سازی که به دور از واقعیت هم نبود...به سراغ مشکلات و مزیت های دانشگاه برویم!

اول مزایا! یکی از مزیت های دانشجو بودن...دقت کنید صرف دانشجو بودن!...این است که تو می توانی تا حدی از اتهاماتی که با قبول نشدن در دانشگاه به تو زده می شد تبرئه شوی! یکی از مسائلی که متاسفانه در بین دانشجوها دیده می شود تنها تبرئه شدن از این نگاهها است! مزیت دوم مسلما" افزایش سطح علمی یک دانشجو است...این افزایش و کیفیت آن بسته به دانشگاه و نوع آن متفاوت است...اما...هست!و شاید مزیت دیگر این است که تو وارد قشر تحصیل کرده ی جامعه می شوی و حالا یکی از آنها هستی...با این برچسب...می توان خیلی از چیزهایی را که قبلا" با نبود این برچسب از تو گرفته می شد را بدست آوری!یکی از مهمترین آنها موقعیت اجتماعی است!...مزایا کم نیستند اما شاید بد نباشد طرف دیگر ماجرا را هم بررسی کنیم!

مضرات! شاید گفتن کلمه ی "مضرات" چندان درست نباشد اما...اول سراغ دانشجو می رویم!خیلی وقتها اگر دانشجویی با اشتیاق وارد دانشگاه شود...با استعداد عالی...در رشته ای دلخواه...عدم وجود سیستم آموزشی ای که او را ارضا کند و نیازهای علمی او را بر طرف کند...باعث کمرنگ کردن هدف او می شود و چه بسا ترک این محیط ! ـ و اگر امکانش برای فرد وجود داشته باشد ـ تحصیل در دانشگاههای خارج از کشور...و "فرار مغزها"!!

به هر حال وقتی دانشگاههای ما دارای تفاوتهایی بیش از حد ناعادلانه هستند...مسائلی از این دست طبیعی است!!!اینکه در تمام دانشگاههای ما دسترسی آسان به اینترنت وجود ندارد هنوز جزو مشکلات ماست!من دانشگاههایی را می شناسم که میزان دستگاههای کامپیوتر(بدون دسترسی به اینترنت) یکی به ازای ۷۰ نفر یا بیشتر است!!!این اگر نشان دهنده ی ضعف در مدیریت و برنامه ریزی نیست...پس نشان دهنده ی چه چیزی به جز این می تواند باشد؟نبود محیطی سالم در بیشتر دانشگاهها باعث پس رفت دانشجو می شود و شاید در انتها مشکلات بیشتری برای او پیش خواهد آورد.

نبود کتابخانه هایی مجهز...یکی از مهمترین کمبودهاست که متاسفانه برای رفع آن هنوز تصمیمی گرفته نشده!

این مقاله خیلی بیشتر از آنچه که انتظار می رفت حرف برای گفتن داشت...فرصت ما اما اندک است! اما اینکه می توان کاری کرد...و می توان تغییری ایجاد کرد...بر هیچ کدام از ما پوشیده نیست.اگر ما بلند نشویم و اگر خود را تنها با همرنگ کردن با محیط از میدان کنار بکشیم...نه تنها چیزی حل نخواهد شد...بلکه روز به روز بر مشکلاتی که با سکوت ما همیشه سر بسته می ماند اضافه هم خواهد شد.شاید حالا زمان آن رسیده که دانشجو های ما دانشگاههای خود را به کشورهای خارجی ترجیح دهند...اما آیا با وضع فعلی این رویا به حقیقت خواهد پیوست؟شاید دیگر وقتش رسیده که حرفهایی که سالها زده شد و نشنیده گرفته شد...حالا شنیده شود!!

نسیم اسلام پور

breeze_whiff@yahoo.com



 
Untitled 1
کلیه حقوق این سایت محفوظ است
Designed By Emad