درباره ما
Welcome To Negahaneh.com
    درباره ما ارتباط با ما صفحه اصلی
Untitled 1
نگاه دیگر | طنز | ورزش | دانش | زنان | باشگاه | تاریخ | ادبیات | هنر | جامعه | سیاست | سرمقاله
 
 
مشاهده عکس نویسنده مقاله

شماره دو - جامعه

جایی برای همه چیز و هیچ چیز!(بخش اول)

تا وقتی که از بیرون و از دور به یک ماجرا نگاه کنیم...قضاوتهایمان هم به همان اندازه نادرست خواهد بود. نسل ما نسلی است که همیشه همه چیز را از دور نگاه کرده...نه از بالا! و همیشه بعد از مواجه با حقیقت بوده که به این نتیجه رسیده است که اوضاع وخیم تر از آنی است که حتی فکرش را می کرده.موج کنکور آمد و رفت...رویا پردازی ها خیلی وقت است که شروع شده...خیلیها برای گذشتن از این سد لحظه شماری می کنند.اما آیا از سرابی که پیش رو دارند با خبر هستند؟؟

بگذارید از اولین قدمها برای رسیدن به جایی حرف بزنیم که با تصورات ما خیلی فرق دارد.وقتی با تمام وجود برای رسیدن به هدفمان تلاش می کنیم...شاید هیچ وقت به این موضوع فکر نکنیم که واقعیت غیر از آن چیزی است که می بینیم.

"بحث ما فعلا" حول محور دانشگاههای دولتی می چرخد!!" معمولا" متقاضیان برای رسیدن به این مکان رویایی باید چند مرحله را پشت سر بگذارند.اینکه می گویم معمولا" به این دلیل است که حالا به مدد امدادهای آشکار و نا آشکاری که وجود دارد بعضی از مراحل خود به خود تاثیر خود را از دست می دهند!..یکی از مهمترین و در عین حال سخت ترین مرحله ها بعد از دادن امتحان ورودی...انتخاب رشته است! این مرحله بیشترین ضربه را به متقاضی می زند.در این مرحله از میان کسانی که می خواهند وارد دانشگاه شوند افرادی وجود دارند که صرف دانشگاه رفتن برایشان کفایت می کند! این افراد معمولا" پسرهایی هستند که خطر رفتن به سربازی در کمینشان نشسته! پس با این استدلال که رفتن به دانشگاه هرچه نباشد بهتر از سربازی است...انتخاب رشته می کنند!حتی از این میان کسانی هم که به دنبال رسیدن به رشته ی مورد علاقه شان هستند حرف جالبی می زنند که اشتباه هم نیست.حرفشان این است که به جای اینکه دو سال از درس و کتاب دور باشند این فرصتی است تا خودشان را برای رشته ی دلخواهشان آماده کنند...غافل از اینکه...!

به هر حال بعد از گذراندن این مرحله است که حقیقت کم کم خودنمایی می کند.موجی از ورودی های جدید که حالا با رشته هایی رو به رو می شوند که هیچ شناختی از آنها ندارند و همچنین تصویرهایی که در ذهنشان ساخته اند...معمولا" این تصاویر خیلی زودتر از آنچه که پیش بینی می شود رنگ می بازد.اما اینها تازه شروع دوره ای به نام دوران دانشجویی است...دورانی که خیلی از ما یا هنوز در حال سپری کردن آن هستیم یا آن را پشت سر گذاشته ایم!

یک فرد قبل از ورود به این محیط تصورات و توقعاتی دارد که برای خودش معقول و منطقی است. تصوراتی از این قبیل که اساتیدی ماهر و فرهیخته انتظارش را می کشند و او می تواند در محیطی به دور از هر نوع دغدغه ای و با وجود امکانات کافی به ادامه تحصیل بپردازد...اما اینها فقط در حد همان تصورات خلاصه می شود! دانشگاههای ما همه در یک سطح نیستند...دانشجوهای ما هم به طبع همین اختلافات و تفاوتها به دسته های مختلفی تقسیم می شوند. ورود به دانشگاه کم کم ما را به این موضوع می کشاند که با وجود این همه مشکل چرا باید مسئله ای به اسم تفاوت سطح علمی در بین دانشگاهها اینقدر با اختلاف زیاد مشاهده شود؟!

مشکلات یک دانشجو تنها در تفاوت سطح علمی اساتید خلاصه نمی شود...به این باید مشکلاتی از قبیل: نبود امکانات کافی...نبود ایمنی در خوابگاهها...وضعیت نه چندان امیدوار کننده ی کتابخانه ها...غذاهای فراموش نشدنی و...مواردی از این دست را اضافه کرد که بحث پیرامون این مشکلات را در شماره ی بعدی بیان خواهم کرد.

اما...آیا می توان دیدگاهها را تغییر داد؟ آیا می توان بهترین سالهایی را که بیهوده و برای هیچ در محیطی غیر معقول سپری می شوند را بازگرداند؟نمی دانم روزی خواهد رسید که حرفهایمان به عمل بدل شود یا نه! اما چیزی که روشن است این است که هنوز این محیط بد جوری توی ذوق می زند و تفاوتهایش بدتر دلزده مان می کند.

در شماره ی آینده بیشتر پیرامون این موضوع خواهیم پرداخت و موشکافانه مشکلات را بررسی خواهیم کرد.

نسیم اسلام پور

breeze_whiff@yahoo.com



 
Untitled 1
کلیه حقوق این سایت محفوظ است
Designed By Emad