درباره ما
Welcome To Negahaneh.com
    درباره ما ارتباط با ما صفحه اصلی
Untitled 1
نگاه دیگر | طنز | ورزش | دانش | زنان | باشگاه | تاریخ | ادبیات | هنر | جامعه | سیاست | سرمقاله
 
 
مشاهده عکس نویسنده مقاله

شماره بیست و یک - هنر

جــوانی ، بی جــوانی

سینمای جهان - فرانسیس فورد کاپولا پس از گذشت ده سال از ساخت آخرین اثرش « باران ساز » ،با فیلم « جوانی ،بی جوانی » به سینما بازگشته .او که در سی و سه سالگی با خلق فیلم پدر خوانده به اوج شهرت و اعتبار دست یافت ،با ساخت قسمت دوم پدر خوانده و « اینک آخرالزمان » خود را به عنوان یک اسطوره ی بی مانند سینمایی تثبیت کرد .اما کاپولا ،از آن دسته فیلم سازانی است که دغدغه های ذهنی و درونی و خلق آثار سینمایی شخصی و مستقل برایشان مهم تر است .او پیرو سنت دیرپای شخصی اش ،این بار هم به سراغ ادبیات رفته و اثر ادبی مورد علاقه اش را به تصویر کشیده .کسی چه می داند .شاید این ،جذاب ترین و دلنشین ترین کار دنیا باشد ؛این که به قصه ی مورد علاقه ات حیاتی از جنس تصویر ببخشی .این گونه ،فیلم « جوانی ،بی جوانی » اقتباسی است از رمانی به همین نام اثر « میرسیا الیاده » ،مورخ ادیان و نویسنده ی رومانیایی که بین سال های هزار و نهصد و هفت تا هشتاد و شش می زیست و درباره ی اساطیر ،مراسم عبادی و یوگا و مانند آنها می نوشت .او معتقد بود تجربه ی انسان های ابتدایی از زمان به صورت دایره ای و چرخشی بوده و با گذشت زمان بر انسان مدرن ( که خطی است )تفاوت دارد .داستان فیلم که در رومانی و در سال های جنگ دوم جهانی می گذرد درباره ی « دامینیک ماتيی »( با بازی تیم راث )استاد دانشگاه و زبان شناس هشتاد ساله ای است که تلاش می کند کتابش را درباره ی منشا زبان و آگاهی بشری به پایان برساند .کتابی که به خاطر دل مشغولی فراوان به آن در طول زندگی ،سال ها پیش و در جوانی به عشق بزرگ زندگی اش پشت کرد .ترس از اینکه اگر نتواند نگارش کتابش را به پایان برساند ،سراسر زندگی اش حرام و تباه می شود ،او را به ترک شهر محل سکونت و سفر به بخارست وا می دارد ،با این تصمیم که در آنجا به زندگی خود پایان دهد . اما پیش از آنکه این فکر را عملی کند ،صاعقه ای از آسمان به او بر می خورد و ضرب برق ناشی از آن ،گویا او را به فراسوی آگاهی پرتاب می کند .چنان که گویی معجزه ای رخ داده باشد ،نه تنها پروفسور ما سلامتی اش را باز می یابد ،بل که درمی یابد جوانی عزیزش در حال بازگشت است و قابلیت های ذهنی اش به طرز مبهوت کننده ای فزونی می گیرد .انگار که بر خلاف رودخانه ی زمان ،ساعت شمار ،رو به عقب چرتکه می اندازد .او تنها کافی است کتابی را زیر دماغش تکان دهد تا کلیه ی محتویات و مطالب آن جذب حافظه اش شود .یا اینکه با ذهن خود فلز ها را خم کند ؛که این آخری ،وقتی یک عده نازی با اسلحه تعقیبت می کنند خیلی به درد می خورد .او هم چنین پس از این پیشامد ،درمی یابد که یک جفت پیدا کرده ؛نسخه ای از او که کمی آن طرف تر از خودش حضور دارد و با هم درباره ی مباحث پیچیده روحی مباحثه می کنند .دامینیک قصه به مرور می فهمد که با دانسته هایی که بر دیگران پوشیده است ،او در واقع نوعی مخزن علمی بشری برای آینده است .بنابراین با پایان جنگ جهانی و آغاز جنگ سرد ،او یادداشت هایش را به زبانی جدید و بدیع و رمز شده می نگارد که تنها با کامپیوترهای پیشرفته ای در سال 2010 قابل رمز گشایی اند و به این ترتیب او طی دهه ها پیام هایش را با اشتیاق و اهتمام برای نسل های آینده رمزنگاری می کند .این نکته تلنگر و تذکری است بر این که چه بسا نویسندگانی در قرون گذشته پیام ها و نظرهایشان را به رمز در آثارشان برای ما به یادگار گذاشته اند . این مرد همین طور به حیات خود ادامه می دهد .بیشتر و طولانی تر از همه ی اطرافیان و حتی خردسالان دوره ی سالخوردی خود .تا اینکه جایی در میانه های دهه ی شصت ،با ورانیکا آشنا می شود ؛زنی که گویی موجود بازآفریده ی عشق سال های دور اوست که از قضا او هم به دنبال اصابت صاعقه از دالان زمان و مکان گذر کرده ؛و این گونه تهدیدات و مبهمات و جوانی باز یافته و حیات مداوم ،همگی تبدیل به مفاهیمی فراموش شده می گردند .چنان که گویی،زندگی می کنی که یادداشت هایی از زندگی بنویسی ؛که یادداشت ها و خاطرات جوانی بسیار طولانی تر از جوانی عمر می کنند و طنین طولانی تری دارند .
کاپولا ،خود جدیدترین ساخته اش را یک اثر « شخصی » و فارغ از استانداردهای هالیوود معرفی کرده است که این شاید دلیلی باشد بر عدم استقبال مخاطبان و پاسخ سرد آنان به فیلم .اگر چه بسیاری از آنها بر قوت جنبه های بصری و تصویربرداری فوق العاده ی فیلم تاکید دارند ،اما تم مبهم و زبان پیچیده ی اثر را در انتقال مفاهیم مورد نظر فیلم ساز ناکام می دانند .فیلم « جوانی ،بی جوانی »با درجه ی R از چهاردهم دسامبر به طور محدود در سی و پنج سالن اکران شده و تا پایان صد و بیست و چهار دقیقه طول می کشد .شاید بد نباشد قبل از تماشای فیلم روی پیشنهاد سازنده ی آن فکر کنید که در جایی گفته :« دوست دارم مردم از این کار فقط لذت ببرند .نه اینکه بگویند ،بسیار خوب ،باید به خانه ام بروم و درباره ی اینکه از فیلم خوشم آمده یا نه فکر کنم .بلکه از شما می خواهم که فقط از فیلم لذت ببرید .»
محمد آیینی
SHADDOWSSOIL@YAHOO.COM
 
Untitled 1
کلیه حقوق این سایت محفوظ است
Designed By Emad