درباره ما
Welcome To Negahaneh.com
    درباره ما ارتباط با ما صفحه اصلی
Untitled 1
نگاه دیگر | طنز | ورزش | دانش | زنان | باشگاه | تاریخ | ادبیات | هنر | جامعه | سیاست | سرمقاله
 
 
مشاهده عکس نویسنده مقاله

شماره شش - هنر

پاداش سکوت


با نگاهی به فیلم های دوران جنگ در اکثر کشور ها مشاهده می کنیم که سینمای جنگ شامل بر دو نوع کاملا متفاوت است.نوع اول در زمان های اولیه پس از جنگ ساخته می شود و نمودی از نگاهی احساسی به مقوله جنگ است.معمولا با گذشت یک دهه از جنگ نوع دومی از این ژانر ساخته می شود.نبردی که قرار است برای نسل های بعد از جنگ به تصویر درآید.

بدون شک،یکی از پایه گذاران فیلم های ضد کلیشه ژانر جنگ در ایران"ابراهیم حاتمی کیا"است.فیلم های او معمولا به بیان دغدغه های پس از جنگ،میان دو نسل متفاوت می پردازد.در فیلم های او گاهی نسل های قبل برای جنگیدن محاکمه می شوند و گاهی هم مردم امروز که تمام گذشته را فراموش کرده اند.

و اما فیلم پاداش سکوت.فیلمی که تقریبا هیچ کس انتظار ساخت آن را از فردی همچون مازیار میری نداشت.

او تا قبل از این با فیلم های جشنواره پسند و مصاحبه های جنجالی درباره امیر قلعه نویی (!) شناخته شده بود.


این فیلم برداشتی از کتاب هشت صفحه ای به نام "من قاتل پسرتان هستم" است. اقباس ادبی همواره کارمشکلی برای سینماگران بوده است.و اقتباس از داستان کوتاه کاری بس مشکل تر.مسئله اولیه در تبدیل شدن این قصه هشت صفحه ای به یک فیلمنامه بلند سینمایی، توجه به اتفاقات پر فراز و نشیب مورد نیاز در ادامه دادن داستان مورد نظر است.توحیدی با سابقه ای که در اقتباس از رمان عظیم "مرشد و مارگریتا"میخائیل بولگاکف در فیلم "گاهی به آسمان نگاه کن"داشته،به نظر گزینه ای مناسبت برای رویکرد خاص فیلم به ادبیات داستانی بوده است.دراینگونه فیلمنامه ها یا باید داستان طول داده شود یا شخصیتها نقششان زیادتر شود،که فرهاد توحیدی در پاداش سکوت دومی را انتخاب کرده است.

فیلم درباره رزمنده ای به نام اکبر (با بازی پرویز پرستویی) است که همرزمش یحیی را در هنگام ماموریت جنگ به علت شرایط پیش آمده و بنا به مسائل امنیتی به قتل می رساند.پس از گذشت بیست سال از جنگ و بهبودی نسبی او از بیماری های جنگ،نزد پدر یحیی اعتراف و از او تقاضای قصاص میکند.یکی از قسمت های تاثیر گذار فیلم نحوه ی رویارویی اکبر با پدر یحیی است.اکبر پلاک کوچه ای که نام شهید یحیی را یدک می کشد را روی میز کار پدر می گذارد و به قتل یحیی اعتراف می کند.با این رفتار به نوعی هم تصور پدر از مرگ فرزندش به هم می ریزد و هم تعبیر مخاطب ازخیابان هایی که به نام شهدا نام گذاری شده است را به نوعی به چالش می کشد.اکبر به علت بیمارهایی که به آن مبتلا بوده است،به درستی به یاد نمی اورد که چگونه قتل را نجام داده است.او همراه با پدر یحیی برای پی بردن به حقیقت ماجرا به سراغ هم رزم های خود می رود.با این رویکرد نویسنده فرصت پیدا کرده به شخصیت پردازی رزمنده های دیروز در جامعه امروز بپردازد و از این میان هدف اصلی فیلم که تغییرات رزمنده های دیروز است را به تصویر می کشد:

رزمنده ای که فرصت طلب شده و بیزینس من، رزمنده ای که ناگهان دکتر شده و وقت ملاقات نمی دهد، رزمنده ای که به خارج از کشور رفته است،دفتر نشریه ای در زمان جنگ که به نشریه ای عامه پسند بدل شده و در آن ستاره های امروز رفت و آمد دارند و اعتباری برای قهرمانان دیروز قائل نیست، خود اکبر که یک بلیت فروش شرکت واحد است (شغلی که کوچکترین تأثیری در اتفاقات و ماجراها ندارد) و فرمانده سابق که جانبازی شیمیایی است.

در به تصویر کشیدن این موقعیت ها نویسنده بسیار خوب عمل کرده است.به طوری که تماشاگر در درون خود احساس تاسف و غذاب وجدان را نسبت به اکبر حس می کند.رزمنده ای که هیچ گاه حاضر به سو استفاده از موقعیت خود نشده و اکنون با کار در باجه شرکت واحد زندگی فقیرانه خود را می گذراند.

یکی از تفاوت های حاتمی کیا و مازیار میری در همین نکته است.در فیلم های حاتمی کیا تقابل افراد به جنگ نرفته و نسل های بعدی بیشتر به تصویر کشیده می شود،در حالی تقابل میان رزمنده ها در زمان فعلی، مد نظر مازیار میری بوده است.

پاداش سکوت از نظر فیلم برداری نیز در سطح خوبی قرار دارد.فیلمبرداراین فیلم(هرام بدخشانی)با کادرهای بسته و قابهای از دورش،فضای فیلم را به خوبی تصویر کرده است.همچنین فیلم برداری در زیر آب توسط فیلم بردار آلمانی با وجود اینکه شاید به قدر تمام و کمال نتوانسته موقعیت غیر زمینی را منتقل کند،اتفاق خوشایندی است که در صنعت سینمای ایران می افتد.

از تیتراژ ابتدیی این فیلم نیز نباید به سادگی گذشت.تصویر یک روز کامل شهر،از باجه بلیت فروشی.در روزگاری که تیتراژ فیلم ها با زمینه مشکی و نوشته های سفید رنگ(!)ساخته می شود،توجه میری به تیتراژ بسیار ازشمند و درخور توجه است.

در مجموع با توجه به انتقاداتی که به فیلم وارد است (از جمله خسته کننده بودن فیلم و منفی بودن نقش های اکثر زنان در فیلم) اما به عنوان نخستین کار میری در ژانر جنگ، فیلم قابل قبولی است.



فرید عطارزاده

faridattarzadeh@yahoo.com






 
Untitled 1
کلیه حقوق این سایت محفوظ است
Designed By Emad