درباره ما
Welcome To Negahaneh.com
    درباره ما ارتباط با ما صفحه اصلی
Untitled 1
نگاه دیگر | طنز | ورزش | دانش | زنان | باشگاه | تاریخ | ادبیات | هنر | جامعه | سیاست | سرمقاله
 
 
مشاهده عکس نویسنده مقاله

شماره ی یک - هنـــر

سروش صــحــت بـا عـــصاره ی یـــخ


حدود ده سال از آغاز پخش برنامه های طنز شبانه از تلویزیون کشور می گذرد و ما هم عادت کرده ایم که با وجود وقفه هایی گاه طولانی،دست کم شاهد پخش یک سریال طنز شبانه در سال باشیم .از سوی دیگر سازندگان این سریال ها ،که تعدادشان هم بسیار محدود است ،از مدت ها پیش عادت کرده اند با نگاهی ساده انگارانه ،سطحی و بی دقت مجموعه های خود را بسازند و عنان امور را به دست «هر چه پیش آید » و «تا ببینیم چه می شود » و مانند آن بسپارند .ساخت برنامه های طنز از جمله طنز شبانه به هیچ عنوان کار سهل و آسانی نیست .خیلی ها ندانستند و یا فراموش کردند و عواقب سهل انگاری خود را دیدند .به یاد بیاورید زمانی را که مهران غفوریان بعد از ساخت دو فصل موفق از «زیر آسمان شهر » به عنوان پروژه ی دوم خود در مقام کارگردان طنز شبانه ،درست در جایی که به نظر می رسید به پختگی کافی رسیده و به درک درستی از توانایی های خود و سلیقه ی مخاطب دست یافته ،با اهمال و عدم تمرکز در ساخت فصل سوم همان مجموعه (و البته بدشانسی) به گونه ای منهدم شد که دیگر به این عرصه بازنگشت .و یا حتی فردی مثل جواد رضویان ،وقتی می خواست بر خرابه ای که از داریوش کاردان به جا مانده بود بنایی از طنز به روایت و سبک خود بسازد ،آنجا که ندانست هر که بتواند در مقام بازیگر طنز تمام دندان هایش را یک جا به بیننده نشان دهد لزوما نمی تواند سازنده ی یک اثر طنز حتی با ساده ترین اصول خود باشد ، شکست خورد و ساخته اش با استقبال مواجه نشد .اکنون هم سروش صحت اصرار دارد این مسیر پیموده شده را شخصا بیازماید .(جالب آنکه غفوریان در بخش های پایانی زیر آسمان شهر سوم ، دست به دامن خود او شد تا در جایگاه نویسنده کمک کند کار کمی آبرومندانه به پایان برسد .)



صحت نه به عنوان فیلمنامه نویس و نه در مقام بازیگر و کارگردان و حتی روزنامه نگار کارنامه ی فوق العاده ای ندارد .او نویسنده ی آیتم های مهران مدیری بود و در آنها بازی هم می کرد .در فیلم «نان ،عشق ،موتور هزار»در نقش جوان صادق دلباخته حضور داشت .در «تقاطع» هم به همین ترتیب که هر دوی این فیلم ها ساخته ی «ابوالحسن داوودی»اند .در «تب سرد» وسریال های مناسبتی سیما هم حضور داشت .تنها فیلمنامه ای از او که تاکنون تبدیل به فیلم شده را به خاطر بیاورید .«نوک برج » آنقدر ضعیف از کار درآمد و محکم به زمین خورد که کیومرث پوراحمد مجبور شد به خاطر ساخت آن از تاریخ سینما عذرخواهی کند .شاید تنها تصویر به یاد ماندنی که از او در ذهن داریم ،حضور در نقش«بینش» کوچک در دو فصل از «کاکتوس» محمدرضا هنرمند باشد .حال تصور کنید سروش صحت با این پیشینه می خواهد طنز شبانه بسازد .خود نویسنده است ؛دوستان و همکاران زیادی هم دارد ؛پس همیشه متنی برای کار وجود خواهد داشت .در مورد قالب قصه و فضا و بستر اولیه هم چه بهتر از یک آپارتمان که چهار خانواده در چهار واحد آن زندگی می کنند .چیزی شبیه به زیر آسمان شهر .در مورد بازیگران هم زوج حمید لولایی و مریم امیرجلالی در کارهای رضا عطاران جواب داده ؛از آنها استفاده می شود .بهنوش بختیاری هم نقش دلبر و بانوی جذاب را بازی می کند .یک روز یک نفر عاقل می آید و واله و شیدا می شود، با او ازدواج می کند و با هم در یکی از این چهار خانه زندگی می کنند ؛همین یک خط را بیست قسمت امتداد می دهیم که به عبارتی می کند بیست شب .یعنی حدود یک پنجم کل کار .رضا شفیعی جم هم که نباشد نمی شود .در نقش بامشاد می خواند و بیننده ها دوست داشتند ؛اینجا هم نقش یک خواننده را بازی کند و احتمالا همینطور و بر این پایه های سست و مستعمل ، «چهارخونه» شکل گرفت .به این ترتیب می توان گفت تقریبا هیچ نوآوری و ایده ی جدیدی وجود نداشته تا کار را جذاب که نه ،قابل تحمل کند .حتی محمد شیری به عنوان یک راننده و مسافربر به کار اضافه شد .مجموعه ی «فضانوردها می آیند» را اگر دیده باشید منظورم را بهتر درک می کنید .(تعجب نمی کنم اگر ماشین او در اینجا همان پیکان باشد .)تقابل لولایی و امیرجلالی به عنوان زن و شوهری که با هم اختلاف دارند و فریاد ها و نزاع های دایمی این دو با هم ،فضای متشنجی ایجاد می کند که نه تنها بار طنز ندارد ،بلکه بیننده را عصبی می کند .



یکی از ویژگی های مجموعه هایی که در ساعات پایانی شب پخش می شود ،فضای امن وآرام و شاد آنهاست .(یعنی باید باشد.)که چهارخونه کاملا فاقد آن است .محل کار منصور جمالی هم به خوبی پرداخت نشده .گذشته از دکور بسیار ساده و ابتدایی آن (که در بیشتر برنامه های سیما شاهد این نقص هستیم ) ،انتخاب بازیگران نامناسب و فاقد بار طنز به عنوان همکاران و مشتری دایمی به کار لطمه می زند .به طوری که هر دیالوگی در دهان آنها بگذارید ،خنده دار و مفــرح نخواهد بود .حتی استفاده از دکور یک کافی شاپ در این مجموعه (که ما را به یاد «FRIENDS» می اندازد ) هم به خوبی درنیامده . فلامک جنیدی هم نقش یک مهماندار هواپیما را بازی می کند ؛احتمالا به این دلیل که در هر قسمت به ما یادآوری کند که کیش جای خوبی است و یا اینکه به ما پیشنهاد کند به چابهار برویم .به هر حال صدا و سیما باید در مقابل پول هنگفتی که از تبلیغ دهنده ها می گیرد ،پاسخ گوی آنها باشد .بدون شک راضی نگه داشتن صاحبان کالا و مشاغل اولین هدف مجموعه ی صدا و سیما نیست ؛اما بزرگترین آنهاست .مانیتورها،پرینترها و سایر لوازم الکترونیکی موجود در دکورهای این مجموعه را که دیده اید ؛همان هایی که آقای جمالی با پرتاب کردن ریموت کنترل آنها ،برایشان تبلیغ می کند .LCD بزرگی که در خانه ی حامد و رعنا هست .یادآوری می کنم که حامد بیکار است و نسرین مهماندار هواپیما .



به این ترتیب می توان گفت که «چهارخونه»نمونه ی کاملی است از جریان مستمر اهمال و بی توجهی مسئولان صدا و سیما به مقوله ی طنز و ساده انگاری سازندگان این مجموعه ها که هر شب از شبکه ی سه روی آنتن می رود .

محمد آیینی

shaddowssoil@yahoo.com




--------------------------------------------------------------------------------


سینما

حادثه ، که در این نزدیکی است!

زمانی که داود رشیدی با عصبانیت خبرنگاران را به موش تشبیه کرد ، مشخص شد که پرونده ی بررسی دستمزد های سینمایی ها ، که در یک نشریه ی جوانانه منتشر شده تا چه حد برایشان دردناک بود. در پرونده ی مذکور که توسط گروه سینمای ما گرداوری شده حاوی ارقام جالب توجهی بود که باز هم جنجال هایی پیرامون دستمزد های بالای ستاره های ورزشی و هنری را موجب گردید. اما حادثه ای که چندی پیش برای یکی از بازیگران جوان سینمای ایران پیش امد تلنگری بود که نگاه جامعه را به این قشر تغییر دهد. پگاه اهنگرانی که با بازی در فیلم "دختری با کفش های کتانی" به شهرت رسید در حین فیلم برداری فیلم "اتش سبز" در خراسان دچار حادثه شد.

به نقل از خبرگزاری مهر ، قضیه از این قرار بود که پگاه آهنگرانی در شرایطی که داخل یک تور ماهیگیری پوسیده قرار گرفته و یک بار هم تا ارتفاع 9 متری بالا برده شده بود، از ارتفاع 5/2 متری بر اثر پوسیده بودن طناب سقوط کرد. در حالی که سر صحنه از امکانات ایمنی و پزشکی خبری نبوده ، پگاه تحت شرایطی غیرمعمول به بیرجند و سپس بدون در نظر گرفتن شرایط خاص این بازیگر به گونه عادی با هواپیما منتقل شده است. در شرایطی که خانواده وی از شرایط خاص آسیب دیدگی پگاه بی اطلاع بودند ، تازه در تهران متوجه وضع وخیم او می شوند و با انتقال پگاه به بیمارستان جم و پس از آن مهراد ، همچنان در انتظار پاسخ مشخص پزشکان برای درمان قطعی این بازیگر جوان به سر می برند که این روزها روحیه خوبی ندارد. قضیه وقتی بغرنج تر می شود که شنیده می شود پگاه راضی به قرار گرفتن در این شرایط نبوده و امتناع او به ترس و لوس بازی تعبیر شده است. حمایت صدابردار فیلم از امتناع پگاه نتیجه ای ندارد و در شرایطی که صدابردار به نشانه اعتراض به این شرایط آن پلان خاص را بدون صدا گرفته و بسیاری از دوربین های شخصی افراد حاضر برای ثبت این نمای زیبا و انتحاری محیا شده و لحظه را ثبت کردند ، پگاه آهنگرانی از ارتفاع دو و نیم متری روی زمینی که با هیچ وسیله ای ایمن نشده بود سقوط کرد و با آسیب دیدگی جدی از ناحیه پا و کمر در بستر بیماری به سر می برد. نکته مهمتر آنکه کارگردان اصرار به قرار نگرفتن تشک و وسیله ایمنی در روی زمین برای حفظ امنیت پگاه در صورت احتمال سقوط داشته و این رویکرد را وجهی از حرفه ای گری خود و خوب درآمدن پلان مورد نظرش دانسته تا دوربین امکان چرخش در حرکت کافی را داشته باشد. به همین سادگی!

در کشوری که جان انسان ها در درجه چندم اهمیت قرار دارد و مردم همواره در خطر دست و پنجه نرم کردن با مرگ می باشند ، هیچ قرار داد مالی ای نمی تواند موجبات امنیت شغلی را برای هنرمند فراهم نماید. وقتی هنوز پس از گذشت سالهای دراز از اغاز به کار مجدد سینما در ایران ، بیمه ی مشخصی برای بازیگران و اقشار مختلف هنر وجود ندارد ، یک هنرمند چگونه و با چه اطمینانی از اینده ی خانواده اش جلوی دوربین قرار می گیرد. بازیگری می گفت ، در حادثه ای که اینبار گریبان پگاه را گرفت اگر قرار بود یک دوربین با ان طناب پوسیده حمل شود ، موارد مختلفی از بازرسی های ایمنی صورت می گرفت ولی چون جان انسان در میان بود ... خوب ، ارزشی ندارد! حال با این امنیت شغلی چگونه از دست مزد بالای بازیگران سخن گفته می شود؟ مشخص نیست در سینمای ما چه می گذرد که یک بازیگر تا استانه ی قطع نخاع پیش می رود ولی هیچکس به دادش نمی رسد ولی شکستن دوربین در یک فیلم بازتاب جهانی می یابد!

پگاه اهنگرانی که بازی درخشانش در فیلم "زندان زنان" کلاس بازی گری اش را افزایش داد تنها ، نمونه ای از حادثه دیدگانی است که در سینمای کشور وجود دارند و اینبار به دلیل اتفاق برای فرزند کارگردان مشهور سینمای ایران ، منیژه حکمت چنین بازتاب گسترده ای داشته است. واگرنه شاید همانند موارد دیگر نه جایی شنیده شود و نه کسی از ان سخنی بگوید همانطور که کسی از حادثه ای که برای یکی از مهمانان عوامل سازنده که در پشت صحنه مجموعه "من نه منم" اتفاق افتاد و سقوطش منجر به فوت این فرد شد چیزی نگفت و کسی از مصطفی کرمی دستیار فیلمبرداری که دست و پایش را در این راه از دست داده است چیزی نمی داند. کسی نمی داند که وی هنگام فیلمبرداری یکی از صحنه های یک فیلم، سیم برق از روی دکل بر رویش می افتد که برخلاف پیش بینی ها اداره برق منطقه در آن برق جریان داشته است درحالیکه هنوز تهیه کننده فیلم و اداره برق منطقه ای تماسی با وی نگرفته اند. کسی دلیل مرگ سجادی حسینی را به یاد نمی اورد. هیچیک از مدیران این سینما به یاد نمی اورند که این کارگردان به دلیل استفاده اشتباه یکی از عوامل فیلم از یک گلوله ی واقعی به جای مشقی جان خود را از دست داد.

این لیست دراز تر از این حرف هاست! حال می توان با نگاه بهتری به دستمزد ها نگریست ودلیل به حراج گذاشتن یک شبه ی عمری درخشش هنری اکبر عبدی را که با بازی در "زیر اسمان شهر" رخ داد دریافت. به یاد می اورم که عزت الله انتظامی در پاسخ به هوشنگ گلمکانی که او را به دلیل بازی در چند فیلم بد سرزنش می کرد گفت ، وقتی که سه فرزند در نقاط مختلف جهان داری که هر یک در حال تحصیل اند تنها به تامین هزینه ی زندگیشان می اندیشی نه چیز دیگر! خدا همه ی هنرمندانمان را در این فضای نابسامان هنری حفظ نماید!

اشکان شعبان پور

negahane@yahoo.com


 
Untitled 1
کلیه حقوق این سایت محفوظ است
Designed By Emad