درباره ما
Welcome To Negahaneh.com
    درباره ما ارتباط با ما صفحه اصلی
Untitled 1
نگاه دیگر | طنز | ورزش | دانش | زنان | باشگاه | تاریخ | ادبیات | هنر | جامعه | سیاست | سرمقاله
 
 
مشاهده عکس نویسنده مقاله

شماره بیست و چهار - ادبیات

زنده به گور (پرونده ی صادق هدایت)

صادق هدايت
زندگي نامه :
صادق هدايت ، در سال 1281 ه.ش ، يعني دو سال پيش از انقلاب مشروطه به دنيا آمد و در سال 1330 در گذشت . او در يك خانواده ي متنفذ و مرفه ديواني متولد شده بود. بنيان گذار خاندان هدايت ، رضا قلي خان هدايت، شاعر برجسته و مورخي در ادبيات بود.
هدايت ، در بهار 1926 /1305 به بروكسل فرستاده شد، بعد هم به « گان» رفت.ليكن اقامتش در آن شهر به درازا نكشيد. هدايت با تمام وجود مي خواست به پاريس برود. در مورد رشته ي تحصيلي هدايت نكات مبهم زياد است. به گفته ي كامشاد ، او ابتدا دندانپزشكي خواند و بعد نيز ، پيش از آنكه به ايران برگردد ، مهندسي. از سوي ديگر كميساروف مي گويد كه او به قصد « تكميل تحصيلات در رشته ي مهندسي » به بلژيك رفت ، بعد به فرانسه رفت تا درسش را در مدرسه ي معماري ادامه دهد و بالاخره توانست اجازه ي تغيير رشته ي تحصيلي اش را در چارچوب دوره ي تربيت معلم به ادبيات فرانسه بگيرد.
هدايت در سال 1307 كه تازه چند ماهي مي شد از بلژيك به پاريس رفته بود كوششي براي پايان دادن به زندگي خود كرد. اين حادثه مي بايست در اوايل خرداد 1307 رخ داده باشد.
هدايت در سال 1309 به ايران برگشت و در بانك ملي شروع به كار كرد و با تغيير شغل هاي متعدد، در سال 1315 به هند رفت و در بمبئي بوف كور را به خط خود و به صورت پلي كپي در پنجاه نسخه و شصت صفحه منتشر كرد و يك سال بعد به ايران برگشت.
در دهه ي 1320 ، زندگي شخصي هدايت، همچون گذشته ، بي هيچ حادثه اي سپري مي شد، فقط اينكه فرصت بيشتري براي رفتن به كافه هاي مختلف و گپ زدن با دوستان و رفقاي نزديك به شيوه ي معمول بذله گويانه اش داشت. لااقل ، در بذله گويي و متلك پراني رشد و پيشرفت مي كرد و هر چه افسرده تر مي شد ، متلك هايي كه مي پراند تيزتر ، خشن تر و نيشدار تر ميشد.
هدايت ، در 12 آذر 1329 تهران را ترك كرد و غروب روز بعد به پاريس رسيد. او مدتي را با بيكاري و وضع بد مالي سپري كرد. بعد از پيدا كردن كار هم چندان حوصله ي كار را نداشت و مرخصي طو لاني مدت مي گرفت تا اينكه در نوزدهم يا بيستم فروردين بود كه در آشپزخانه ي خانه اش با باز كردن شير گاز خودكشي كرد. او هيچ ياداشتي در اين باره بر جاي نگذاشت، هرچند يادداشت هاي خودكشي بسياري در همه ي آثار و نامه هايش به طور مستقيم پراكنده بود.
سبك هدايت در نويسندگي :
مشغله ي فكري هدايت كه در كليه ي آثار قبل از 1937 او يافته مي شود بر محور عشق و مرگ دور مي زند ؛ ولي هدايت نويسنده اي است شاعر و نه فيلسوف.
موضوع هايي كه هدايت در نوشته هاي خود به كار مي برد ، عبارت بود از : 1- تنفر از بيگانگان و اياديو عوامل دست نشانده ي آنها كه سبب ويراني كشور گرديده و موجب نابساماني هاي فراواني شدند.
2- مبارزه ي شديد با خرافات و موهومات ، اعم از مذهبي يا مسلكي كه باعث بي خبري مردم شده بود.
3- مخالفت با قلدري و زورگويي و مردم آزاري
4- گنجاندن افكار و گفتار و متلك هاي عاميانه در نوشته ها و جمع آوري آنها.
از مضامين ديگر مورد استفاده ي هدايت ، عشق به ايران ، توجه به مردم ، مرگ و توجه به زن است.
مرگ ، تنهايي و بي پناهي در يك دنياي « پست پر از فقر » ، يعني مضمون هايي كه از ابتدا در همان نخستين نوشته هاي هدايت جوان ديده مي شود.
هدايت ، زندگي سنتي متداول را نفي مي كند ؛ اما در ادبيات و انديشه ي اروپايي بحران زده ي بين دو جنگ نيز روزن اميدي نمي يابد. هم در فكر زير و رو كردن زندگي سنتي و تمامي جلوه هاي فرهنگي و ادبي آن است و هم با بينشي تراژيك حركت را جز به سوي عميق تر شدن بحران ها و پوچي ها نمي بيند. اين باور سبب ريشه گرفتن نوعي ياس فلسفي در او مي شود و به شكل طرح پرسشهايي در باره ي معماي هستي و ماهيت مرگ، در آثارش بروز مي يابد.
يكي از ويژگي هاي بارز ادبيات فارسي معاصر ، روي آوردن به توده ي مردم است و انعكاس احوال و افكار و روحيات و مظاهر زندگاني آنها در داستانها و شعر ونثر ... . صادق هدايت از جمله كساني است كه آثار خود را تا حد زيادي متوجه اين طبقه كرده و با آنها همدلي و همدردي صميمانه به خرج داده است. هدايت بخشي از كار خود را در جمع آوري ترانه هاي عاميانه قرار مي دهد و آن را مرحله ابتدايي شعر و موسيقي مي داند. گويا مردمان اوليه براي بيان احساسات خود اين سبك ساده و بي تكلف را اختيار نموده اند.
هدايت در بابر لفظ قلم به زبان كوچه وبازار روي آورد كه ناگزير به زبان پايين ترين قشرهاي جامعه مي كشيد ، به زبان مردمي كه هنوز به تجدد دست نيافته بودند ؛ اما نگاه تازه مي توانست خصوصيات زبانشان را دريابد: آميزه اي از ضرب المثل ، فحش ، كلماتو اصطلاحات ركيك ، قسم و آيه ، خرافه و دوز وكلك.
هدايت در شخصيت هايي كه آفريده است ، تا حد زيادي نشان داده كه با زبان همه ي اين طبقات آشنايي كامل دارد. يكي از تيپ هايي كه هدايت معرفي كرده است زن ها و مردهاي بي سواد و غير روشنفكر و معمولي است ؛ زن هاي خانه نشين و مردهاي بازاري ... دين آدم ها را در حاجي آقا ، مرده خورها ، آبجي خانم ، طلب آمرزش ، چنگال ، محلل و امثال آن مي توانيم يافت. در اين گونه داستان ها ، زبان سرشار است از فولكلور و الفاظ و اصطلاحات عاميانه ي فارسي. هدايت به اين طبقه توجهي خاص دارد و پيوسته با خرافاتي كه در زندگي اين طبقه ، در گذشته وجود داشته به مبارزه برخاسته ، از اين رو ، با زبان و نوع زندگي آنها آشنايي كامل دارد. توجه او به ملت ها و ادبيات عاميانه و ترانه هاي عاميانه و امثال آن معلوم مي دارد كه هدايت تا چه حد به اين مسئله توجه داشته است.
گنجينه ي كلمات، نثر هدايت را از تنوع و طراوت و عمقي خاص برخوردار ساخته كه روح فارسي زبان را تازه مي كند. واژه هايي هدايت در توصيف به كار مي برد، زنده، گويا و بديع اند. استادي او در انتخاب واژه ها، فضايي ويژه به به داستان هايش مي بخشد. هدايت در هماهنگ كردن سبك نثر و توصيف ها با زبان شخصيت ها و حال و هواي كلي داستان، مهارت چشم گيري دارد.
هدايت در تعريف رويدادها و توصيف موقعيت ها، نثري ساده و بي تكلف دارد و از به كار بردن واژه هاي فاضلانه گريزان است... اين ويژگي به گونه اي چشم گير در آثار هدايت به چشم مي خورد. دقت در شرح جزئيات، سادگي و رواني توصيف ها، لحن طنزآميز و تمسخرآميز، پايه هاي اساسي نثر اوست.
وصف شب از زبان هدايت به قدري در زبان فارسي بديع است كه بايد هزار سال به عقب برگشت و ابتداي داستان بيژن ومنيژه ي شاهنامه ي فردوسي را مرور كرد تا اين درجه ي حساسيت را باز يافت.
« شب پاورچين پاورچين مي رفت گويا به اندازه ي كافي خستگي در كرده بود، صداهاي دور دست ضعيف به گوش مي رسيد، شايد يك مرغ يا پرنده رهگذري خواب مي ديد، شايد گياه ها مي روييدند در اين وقت ستاره هاي رنگ پريده پشت توده هاي ابر ناپديد مي شدند.»
آثار هدايت به چند شكل ديده مي شود :داستان، نمايشنامه، تحقيق، سفرنامه و ترجمه. هنر اصلي هدايت، داستان نويسي است و نوشتن داستان هاي كوتاه، به مفهوم واقعي و مبتني بر اصول صحيح. قدرت نويسندگي هدايت، در داستان كوتاه مي درخشد.داستان ها ي هدايت از ديدگاه هاي مختلف دسته بندي شده اند ؛ اما به اعتبار مضمونشان مي توان به چهار گروه تقسيم كرد :
1. داستان هاي واقع گرا : مانند آبجي خانم، حاجي مراد و مرده خورها در مجموعه ي زنده به گور، كرداب، داش آكل، طلب آمرزش، لاله، چنگال ومحلل در مجموعه ي سه قطره خون، زني كه مردش را گم كرد و شب هاي ورامين در كتاب سايه روشن، علويه خانم، دون ژوان كرج، بن بست و تجلي در كتاب سگ ولگرد و داستان فردا.
در اين داستان ها حضور شخص هدايت يعني زندگي خصوصي، روان شناسي، اخلاق و آراء اجتماعي او در آن به طور كلي و به نسبت آثار ديگرش بسيار كم و نا محسوس است. اين داستان ها درباره ي وجوه زندگي و عادات و اخلاق و رفتار مردمان عادي شهر نشين در زمان اوست. هدايت با زبان و تكنيك هاي داستاني، اخلاق و عادات و اعتقادات و مشكلات اين مردم را بازتاب مي دهد.
2. داستان هاي طنزآميز : مانند حكايت واره هاي وغ وغ ساهاب و قضيه هاي كتاب ولنگاري، آب زندگي، ميهن پرست، حاجي آقا و قضيه توپ مرواري. در اين گونه داستان هاي هدايت، به خلاف داستان هاي واقع گرا، حضور نظرات و انديشه هاي شخصي نويسنده كم و بيش آشكار است.
3. داستان هاي احساساتي ناسيوناليستي : مانند داستان هاي سايه مغول و آخرين لبخند و نمايش نامه هاي پروين دختر ساسان و مازيار. در اين نوشته ها هم حضور نظرات شخص نويسنده آشكار است و گاه به شعار دادن مي كشد. انديشه هاي احساساتي ناسيوناليستي و نژاد پرستي پس از پايان جنگ جهاني اول، به صورت ايدئولوژي قدرت حاكم در ايران تبديل مي شود و بر انديشه و آثار نويسندگان و روشنفكران تاثير مي گذارد.
4. داستان هاي انفسي : مانند بوف كور، زنده به گور، سه قطره خون و ... . در اين داستان ها، حضور نويسنده آشكار است و نمي توان بين اين دو حد و مرزي قائل شد. اين دسته از نوشته هاي هدايت بهترين نوشته هاي اوست. حال و هواي اين داستان ها به هم شبيه است و به طور كلي به مرگ يا خود كشي قهرمان داستان مي انجامند.
و اما بوف كور...
بوف كور از مشهورترين داستان هاي هدايت است. داستاني است كه از جنبه هاي مختلف به آن نگريسته اند ... بوف كور ، موضوع ساده و در عين حال پيچيده اي دارد. در اين داستان آن چه هست و آن چه بايد باشد از زبان راوي بيان شده است. راوي، اين نوشته را براي سايه خود مي نويسد ولي در عين حال اين متن مربوط به اجتماع است و در آن شكل مي گيرد. به طور كلي ، بوف كور در انزوا و تنهايي به مسائل اجتماعي مي پردازد و زوال فرهنگ و تمدن را در نقش انسان به تصوير مي كشد.
مانيفست بوف كور، حمله ي بي چون و چرا به محيط خصوصي و اجتماعي هدايت است. هدايت در اين رساله ي نوميدي، آب پاكي را روي دست تمام اطرافيان و محيط زندگي اش مي ريزد در بوف كور ، داستان سرا در كمال وحشت، خودش را در حال تجزيه مي بيند. يعني زنده است زنده ايست كه زندگي ترسناك دارد و جنبه هاي مدهش ، احمقانه و پست اين زندگي را به دقت بيان كرده است.
هدايت در بوف كور حرف دارد. از الفاظ براي بيان مطلب و تاثرات مهمي استفاده مي كند و براي اينكه گفتارش برد داشته باشد، سرگذشت را از زبان اول شخص بيان مي كند تا خواننده را بي درنگ به خودش متوجه سازد و او را به دنياي شخصي اش بكشد.
بوف كور شايد تنها اثر ادبي نويسندگان معاصر ايران است كه به چندين زبان بيگانه، ترجمه شده و مورد نقد و ارزيابي قرار گرفته است و اين خود ارزش هنري والاي آن را نشان مي دهد. در بوف كور، ما با يك نويسنده روبرو هستيم كه به سبك تازه اي مقصود خود را بيان مي كند . در همه ي داستان هاي او قهرمان ها، چهره هاي واقعي و ملموس دارند و عرفان و رمز و رويا در آن چشمگير نيست و نويسنده خيال بافي نمي كند. در بوف كور ، هدايت از تمام صنايع ممكن هنر ، و مخصوصا هنر نويسندگي عصر خودش استفاده مي كند و از يك سرگذشت منطقي كه از صافي بين خواب و بيداري گذشته باشد ، آگاهانه ترين اثر آن زمان را مي سازد. در اين باره ، كار او شبيه كاريست كه "ادگار آلن پو" در شعر معروف " غراب " خود كرده است.
اين كتاب ، يگانه نوشته در ادبيات معاصر ايران است كه مي تواند با آثار كلاسيك زبان فارسي و نيز با كتاب هاي بزرگ ادبيات جهاني قرن ما برابري كند.
منابع :
• زرين كوب، حميد ؛ زبان داستان در آثار هدايت ؛مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد. 7 (1350 )، 310 -329 .
• طاهباز، سيروس ؛ بوف كور (زندگي و هنر هدايت ) ؛ 1376 ، تهران ، انتشارات زرياب، چ اول.
• فرزانه، مصطفي ؛ آشنايي با صادق هدايت ؛ 1376 ، نشر مركز ، چ سوم.
• كريمي ، سيمين ؛ زبان و سبك در آثار هدايت ؛ ياد صادق هدايت ( به كوشش علي دهباشي ) ؛ 1380 ، تهران، نشر ثالث ، چ اول.
• همايون كاتوزيان ، محمد علي ؛ صادق هدايت از افسانه تا واقعيت ؛ مترجم فيروز مهاجر ، 1372 ، نشر طرح نو ، چ اول.
پريسا روشن
Mahi_tanha121@yahoo.com

سال‌شمار تفصيلي آثار

1302

  • «رباعيات خيام» : كتاب مستقل

1303

  • «زبان حال يك الاغ به وقت مرگ»: مجله وفا سال دوم شماره 6 صفحه 164 تا 168
  • «انسان و حيوان»: كتاب مستقل - انتشارات بروخيم

1305

  • «جادوگري در ايران»: La Magie en Perse : به فرانسه در مجله فرانسوي لووال ديسيس Le Voile dIsis شماره 79 سال 31 چاپ پاريس
  • داستان «مرگ» در مجله ايرانشهر دوره چهارم شماره 11 چاپ برلن صفحه 680 تا 682

1306

  • «فوايد گياهخواري»: كتاب مستقل- چاپ برلين

1308

  • «زنده به گور»
  • «اسير فرانسوي»

1309

  • «پروين دختر ساسان»: كتاب مستقل- كتابخانه فردوسي
  • مجموعه «زنده به گور» مشتمل بر داستانهاي:
    زنده به گور
    اسير فرانسوي
    داود گوژپشت
    مادلن
    آتش پرست
    آبجي خانم
    مرده خورها
    آب زندگي

1310

  • «سايه مغول» در مجموعه انيران - مطبعه فرهومند
  • «كور و برادرش: ترجمه از آرتور شينسلر Arthur Schnitzler نويسنده اطريشي، مجله افسانه، دوره سوم، شماره 4 و 5
  • «كلاغ پير»: ترجمه از الكساندر لانژكيلاند Alexandre Lange Kielland نويسنده نروژي، مجله افسانه، دوره 3، شماره 11، صفحه 1- 5
  • «تمشك تيغ دار»: ترجمه از آنتوان چخوف روسي Anton Pavlovitch Tchekhov ، مجله افسانه، دوره 3، شماره 23، صفحه 1 -51
  • «مرداب حبشه»: ترجمه از كاستن شراو نويسنده فرانسوي Gaston Cherau ، مجله افسانه، دوره 3، شماره 28
  • «درد دل ميرزا يداله»: مجله افسانه، دوره 3، جزوه 28، صفحه 1- 2 كه بعدا به نام داستان محلل چاپ شد
  • «مشاور مخصوص»: ترجمه از آنتوان چخوف، مجله افسانه، سال سوم، شماره 28
  • «حكايت با نتيجه»:  مجله افسانه، دوره 3، شماره 31، صفحه 2 -3
  • «شب هاي ورامين»: مجله افسانه، دوره سوم، شماره 32، صفحه 10 -15
  • «اوسانه: قطع جيبي» - نشريه آريان كوده
  • «جادوگري در ايران»: ترجمه از فرانسه، مجله جهان نو، سال دوم، شماره اول، صفحه 60 -80

1311

  • «اصفهان نصف جهان»: كتاب مستقل-كتابخانه خاور
  • مجموعه «سه قطره خون» مشتمل بر داستانهاي:
    سه قطره خون
    گرداب
    داش آكل
    آينه شكسته
    طلب آمرزش
    لاله
    صورتك ها
    چنگال ها
    محلل
  • «چطور ژاندارك دوشيزه اورلئان شده؟» مقدمه صادق هدايت به كتاب «دوشيزه اورلئان» اثر شيلر - ترجمه بزرگ علوي - صفحه الف تا خ

1312

  • مجموعه «سايه روشن» مشتمل بر داستانهاي:
    س.گ.ل.ل
    زني كه مردش را گم كرد
    عروسك پشت پرده
    آفرينگان
    شب هاي ورامين
    آخرين لبخند
    پدران آدم
  • «نيرنگستان»- كتاب مستقل
  • «مازيار»- كتاب مستقل با همكاري مجتبي مينوي
  • «علويه خانم»- كتاب مستقل

1313

  • «وغ وغ ساهاب»- كتاب مستقل با همكاري مسعود فرزاد
  • «ترانه هاي خيام»- كتاب مستقل - مطبعه روشنايي
  • «البعثه الاسلاميه في البلاد الافرنجيه» - كتاب مستقل
  • « شرط بندي» ترجمه از آنتوان چخوف در مجموعه گل هاي رنگارنگ

1315

  • «بوف كور» كتاب مستقل - چاپ پلي كپي شده
  • «كارنامه اردشير پاپكان» ترجمه از متون پهلوي ضمنا شامل « زند و هومن يسن» ترجمه از متون پهلوي

1318

  • «ترانه هاي عاميانه» - مجله موسيقي، سال اول، شماره هاي 6، صفحه 17 - 19. 4 و 7 صفحه 24 و 28.
  • «متل هاي فارسي» - مجله موسيقي، شماره 8
  • قصه هاي «آقاموشه»، «شنگول و منگول» - مجله موسيقي، سال اول، شماره 8
  • قصه «لچك كوچولوي قرمز» - مجله موسيقي، سال دوم، شماره 2

1319

  • «چايكووسكي» - مجله موسيقي، سال دوم، شماره 3، خردادماه، صفحه 25 - 32
  • «پيرامون لغت فرس اسدي» - مجله موسيقي، سال دوم، شماره 11 و 12، صفحه 31 - 36
  • «شيوه نوين در تحقيق ادبي» - مجله موسيقي، سال دوم، شماره 11 و 12، صفحه 19 - 30
  • «گجسته اباليش» - ترجمه از متن پهلوي

1320

  • «داستان ناز» در مجله موسيقي سال سوم شماره دوم، صفحه 38-30
  • «شيوه هاي نوين در شعر فارسي» در مجله سوم شماره 3، صفحه 22