درباره ما
Welcome To Negahaneh.com
    درباره ما ارتباط با ما صفحه اصلی
Untitled 1
نگاه دیگر | طنز | ورزش | دانش | زنان | باشگاه | تاریخ | ادبیات | هنر | جامعه | سیاست | سرمقاله
 
 
مشاهده عکس نویسنده مقاله

شماره هجده - ادبیات

شعر معاصر ايتاليا

گل دوگانه


ای سرباز بی نوا

که گل سفيد بالش را

سخت بر شقيقه می فشاری

تا التهاب آن گل سرخ پنهان را

که تو را می سوزاند، فرو نشانی!

چه کسی به تو بد کرده


آلدو پالاتتسکی




برای شهيدان نهضت مقاومت


اينجا

زيستگاه ابدی چشمانی است

که به روی نور بسته شده اند

تا ديگران

چشمانی هميشه گوشاده بر نور داشته باشند


جوزپ په اونگارت تی




به شب


بی هيچ يادی

از زهدان تو سر بر می کشم

و می گريم


فرشتگان، خاموش، با من راه می پيمايند

اشيا نفس ندارند

هر صدايی به سنگ بدل شده است:

سکوت آسمان های مدفون


نخستين آفريده ی تو

نمی داند، اما رنج می برد


سالواتوره کوازی مودو




مرگ خواهد آمد و با چشمان تو خواهد نگريست


مرگ خواهد آمد و با چشمان تو خواهد نگريست

مرگی که از بام تا شام،گنگ و بی خواب

همچون ندامتی کوهن و يا عادتی بيهوده

همراه ماست


چشمان تو: کلامی عبث،فريادی خاموش

و يا سکوتی محض خواهند بود

و تو هر بامداد که در آينه

تنها بر خود خم می شوی

آنها را می بينی


ای اميد گرامی! در آنروز

ما نيز خواهيم دانست

که هم هستی و هم نيستی تويی

مرگ، هر کس را به چشمی می نگرد

مرگ خواهد آمد و با چشمان تو خواهد نگريست

مرگ، همچون ترک گفتن يک عادت

همچون ديدن رستاخيز چهره ای مرده در آينه

همچون گوش سپردن به لبی فرو بسته خواهد بود

فرو خواهيم شد، خاموش، در گرداب


چزاره پاوزه




بخش هايی از شعر گربه های کوليزه


بينوا تر از گربه های کوليزه،

در محله ای گچ اندود و گرد آلود

دور از شهر و روستا می زيستم

و هر روز در اتوبوسی که ناله ی محتضران داشت

می چپيدم

و هر رفت و برگشتم

شکنجه ای آميخته به اضطراب و عرق بود

راهپيمايی های دراز در شرجی بود

و غروب های طولانی در برابر توده ی کاغذ های بر ميز انباشته


و در ميان جاده های گل آلود

چينه ها را می ديدم و کلبه های گچ اندود

و بی روزن را

که به جای در پرده داشتند

.....

اين محله ی برهنه در باد

نه رومی بود، نه جنوب رومی و نه کارگری

زندگی بود که در پرتوی تازه تر تجلی کرده بود

زندگی و پرتو زندگی بود که در آشوبی

پيش از آغاز جهان کارگری

تکوين يافته بود

و اين همان است که روز نامه ی زمخت حوزه ی حزب می خواهد

روزنامه ای که نفس آخر ماشين چپ

و رکن حيات روزانه است:

حياتی که از بس نزديک به ماست، خالص

و از بس حقيرانه انسانی است، مطلق است


پير پائولو پازولينی



از کتاب هفت چهره از شاعران معاصر ايتاليا

تدوين و ترجمه از نادر نادر پور و جينا لابريو لاکاروزو

شرکت انتشارات علمی و فرهنگی

چاپ دوم: تابستان 1385

حسین ضامن ضرابی

 
Untitled 1
کلیه حقوق این سایت محفوظ است
Designed By Emad