درباره ما
Welcome To Negahaneh.com
    درباره ما ارتباط با ما صفحه اصلی
Untitled 1
نگاه دیگر | طنز | ورزش | دانش | زنان | باشگاه | تاریخ | ادبیات | هنر | جامعه | سیاست | سرمقاله
 
 
مشاهده عکس نویسنده مقاله

شماره ده - ادبیات

هایکو و ذن (بخش اول)


در اين شماره برای آشنايی چند نمونه هايکو را به انتخاب خودم در اين صفحه قرار دادم.

در شماره های بعدی به بحث در موردشان،نيز ،می پردازم




پروانه ناپديد شده است،

و روح من

به سوی ام باز می آيد


***

بجنب ای گور

باد خزان

صدای گريه ی من است


***

در روشنای روز،

پشت گردن شب تاب

سرخ است


***

به زمستان از باران خيس شدن

حتا چتر کلاهی نداشتن

باشد! باشد!


***

زير يک بام

روسپيان،نيز، خفته بودند

گل های شبدر و ماه




(باشو)




بيد های سبز

ابروان را به رنگ می آرايند

بر پيشانی تپه


***

بوی دل انگيز

چندان که در مشام است

در گل نيست


***

عمرم

امروز شايد پديدار شود

چون نيلوفر،افسوس!


(موری تاکه)






شوهر بيدار شده می گويد

"چرا به بستر نيامده است؟"

صدای کوتينا در دل شب


***

مسافران

از سرمای شبانه سخن می گويند

با صداهای خواب آلود


***

سپيده دمان

بانويی به خانه باز می گردد

مرغان باران فرياد می کشند




(تای گی)






از تاريکی

به تارکی باز ميگردد

حلزون دريايی


***

برف آب ميشود،

کلاغی قار قار می کند

در کوهسار ابر پوش


***

در نوميدی خويش

پيشانی اش را تکيه می دهد

بر کناره ی اتشدان




(گیو دایی)






برنج افشاندن نيز

گناهی است:

"ماکيان ها به جان هم می افتند!"


***

نسيم خنک

جای می گيرد

حتا در يک ساقه ی تنهای علف


***

آنجا که مگسان هستند

انسان ها هستند

بودا ها هستند


***

که بود از موجودات پهنه ی خاک

آن که پيشاب ريخت

بر اين برف نخستين؟


***

آذرخش

ديروز در خاوران

امروز در باختر




(دیگر شاعران)



ترجمه از احمد شاملو و ع پاشايی

حسین ضامن ضرابی


hossein.z.zarrabi@gmail.com


 
Untitled 1
کلیه حقوق این سایت محفوظ است
Designed By Emad